مهدی یعقوبی

هوش مصنوعی به جای مدرک تحصیلی: چگونه یک شرکت یک میلیارد دلاری بسازیم.

  • شما جوان‌ترین فردی بودید که در ۲۰ سالگی به میلیاردری رسیدید، درست است؟

  • بله. فهمیدم که پول رایگان است و فقط با دو تماس تلفنی می‌توانم ده‌ها میلیون دلار جذب کنم. و فکر می‌کردم: چطور می‌توانم از مدرسه خارج شوم؟ تنها راهی که می‌توانستم از مدرسه بیرون بیایم، این بود که پول زیادی بسازم.

  • آیا لحظاتی از پشیمانی داشته‌اید؟ مثل اینکه: "اوه، بهتر بود فقط مدرسه را تمام می‌کردم."

  • نه، هیچ‌وقت.

  • فکر می‌کنم دانشگاه‌ها حالا دیگر اعتبارشان داره از بین می‌ره. سیستم دانشگاهی امروز به شما می‌گوید چه چیزی فکر کنید، نه اینکه چطور فکر کنید.

  • محصول شما به مدیران مالی کمک می‌کند تا سرمایه را با هوش مصنوعی مدیریت کنند. پس وقتی یک مشتری تماس می‌گیرد و می‌گوید: "سلام، ترامپ تعرفه‌های جدیدی اعلام کرد. این چطور روی سبد سرمایه‌گذاری من اثر می‌گذارد؟" ما فقط می‌توانیم از Vise بپرسیم و Vise به ما می‌گوید وضعیت شمالی ما چیست.

  • این به طور عملی شکاف دسترسی به ثروت را کاهش می‌دهد.

  • بفهمید سوپرپاور شما چیست.

  • سامیر جوان‌ترین بنیانگذار یک شرکت میلیارد دلاری است. او در ۱۶ سالگی شرکتش را تأسیس کرد و در ۲۰ سالگی ارزش شرکت به یک میلیارد دلار رسید.

  • سامیر در یک خانواده سنتی مهاجر هندی در کلیولند بزرگ شده است. مثل بسیاری از خانواده‌های مهاجر، آن‌ها به ثبات اهمیت می‌دادند و چشم‌انداز کلاسیکی برای آینده سامیر داشتند: مدرسه را تمام کن، به دانشگاه برو، شغل امنی پیدا کن.

  • اما به جای آن، او در ۱۶ سالگی از دبیرستان انصراف داد تا شرکت Vise را تأسیس کند. امروز این شرکت یک کسب‌وکار میلیارد دلاری است و او همه این‌ها را بدون داشتن مدرک دانشگاهی به دست آورده است.

  • چطور چنین چیزی ممکن است؟ و چطور می‌توانیم از سفر سامیر یاد بگیریم؟ بیایید عمیق‌تر وارد مصاحبه شویم.

  • قبل از شروع، یک سوال از شما دارم. می‌خواهم شما را بهتر بفهمم. می‌خواهم بدانم مشکلات شما چیست و به چه چیزی می‌خواهید دست پیدا کنید. لطفاً در قسمت نظرات بنویسید از کجا دارید تماشا می‌کنید و بزرگ‌ترین هدف شما الان چیست؟ روی چه چیزی کار می‌کنید؟ چه چیزی را دنبال می‌کنید؟ و چطور می‌توانم با این پادکست‌ها به شما کمک کنم؟ منتظر خواندن نظرات شما هستم و هیجان‌زده‌ام که این جامعه کارآفرینی را در Silicon Valley Girl بسازیم.

  • سامیر، به پادکست خوش آمدید. ممنون که آمدید.

  • متشکرم که من را دعوت کردید.

  • الان چند سالته؟

  • ۲۴ سالمه.

  • ۲۴؟ من دارم پیر می‌شم. زانوهایم درد می‌کند. من به سن خودم اشاره نمی‌کنم، اما شما در ۲۰ سالگی بنیانگذار یک شرکت میلیارد دلاری شدید. پس جوان‌ترین میلیاردر جهان در ۲۰ سالگی بودید، درسته؟

  • من میلیاردر نبودم، اما شرکتم ارزش میلیارد دلاری داشت. رسانه‌ها یکم اغراق کردند.

  • می‌توانید درباره کودکی‌تان صحبت کنید؟ والدین شما مهاجران هندی هستند و فکر می‌کنم فرهنگ مهاجران تأثیر زیادی روی موفقیت افراد دارد.

  • بله. والدینم از هند به آمریکا آمدند. خوشبختانه وقتی آمدند کمی جوان‌تر بودند. در مقایسه با همکار بنیانگذار من که والدینش مثل تازه وارد بودند، آن‌ها ارزش‌های سنتی هندی داشتند: مدرسه برو، دکترا بگیر، پزشک یا مهندس بشو.

  • این یک استریوتایپ است، اما واقعیت دارد. آن‌ها از من می‌خواستند پزشک بشوم. اما من اصلاً دوست نداشتم. من همیشه عاشق ساختن چیزهای جدید بودم.

  • اولین چیزی که من را جذب کرد، یک ست لگو بود. شروع کردم به بازی با لگوها و فهمیدم دوست دارم چیزهایی بسازم. پس چطور می‌توانم این نیاز به ساختن را بیان کنم؟ در نهایت کارآفرینی را کشف کردم، اما این مسیری کاملاً ناشناخته بود، مخصوصاً در جامعه هندی که کاملاً از آن اجتناب می‌کردند.

  • جالب است که آن‌ها به شدت از ریسک می‌ترسیدند. این ایده که پول را بی‌هدف خرج کنی، ریسک بگیری، از دانشگاه بیرون بیایی، برایشان کاملاً غریب بود.

  • برای مدت طولانی سعی کردند من را به مسیر سنتی هدایت کنند، اما من از بسیار جوانی مقاومت کردم. برای مدتی گیج بودم تا اینکه مسیر کارآفرینی را فهمیدم.

  • من از دیدگاه اصول اولیه فکر کردم: دانشگاه چه کمکی به من می‌کند؟ مسیر سنتی چه کمکی به من می‌کند اگر بخواهم یک کسب‌وکار بزرگ بسازم و در این زمینه موفق شوم؟ تنها چیزی که به ذهنم رسید شبکه بود.

  • پس فکر کردم اگر بتوانم شبکه‌ام را خارج از دانشگاه بسازم، مثلاً با ایمیل‌های سرد، پس نیازی به رفتن به دانشگاه ندارم.

  • چه زمانی متوجه شدید که به دانشگاه نمی‌روید؟

  • حدود پایان هفتم یا هشتم، متوجه شدم که نمی‌خواهم بروم. در ششم متوجه شدم، اما در هفتم و هشتم قطعی شد.

  • یادم می‌آید یک جشنواره افتخار بود و به دانش‌آموزان جوایز داده می‌شد. من جایزه نگرفتم چون دیگر وقت و انرژی‌ام را صرف درس نمی‌کردم و نمراتم خیلی پایین آمد. والدینم واقعاً ناراحت بودند.

  • بعد از مراسم فارغ‌التحصیلی، یک شام داشتیم و همه غمگین بودند. پرسیدم: "چرا این‌قدر ناراحت هستید؟" گفتند: "جایزه افتخار نگرفتی. چطور می‌تونی وارد دانشگاه خوبی بشی؟" من گفتم: "برای من مهم نیست. من به دانشگاه نمی‌روم." و یک درگیری بزرگ شروع شد.

  • از انصراف از دانشگاه تا مدیرعامل شدن یک شرکت میلیارد دلاری در ۲۰ سالگی، سفر سامیر ثابت می‌کند که با مهارت درست، هر چیزی ممکن است.

  • اما اگر به شما بگویم که می‌توانید همین مهارت‌های تحول‌آفرین را کاملاً رایگان به دست آورید چطور؟ اگر آماده ساختن داستان موفقیت خود هستید، به Skill Up از SimplyLearn سر بزنید، یک پلتفرم آموزش آنلاین که دوره‌های رایگان با گواهی در مهارت‌های مورد تقاضای امروزی ارائه می‌دهد.

  • در همکاری با متخصصان صنعت و شرکت‌هایی مثل گوگل، مایکروسافت و AWS، Skill Up دوره‌هایی طراحی کرده که مهارت‌های بنیادی قوی برای رشد واقعی شغلی ایجاد می‌کنند.

  • چه دانشجو باشید، چه انصرافی از دبیرستان، توسعه‌دهنده، مهندس یا مدیری که می‌خواهد سطحش بالا برود، چیزی برای پیشرفت شغلی‌تان دارند.

  • چه چیزی Skill Up را متمایز می‌کند؟ دوره‌هایی در تمام حوزه‌های مورد تقاضا: هوش مصنوعی مولد، علم داده، امنیت سایبری، مدیریت پروژه، رایانش ابری، بازاریابی دیجیتال و بیشتر.

  • یادگیری بسیار انعطاف‌پذیر: مثل رفتن به دانشگاه نیست که چهار سال از کار خود صرف تحصیل کنید. با Skill Up فقط گوشی، تبلت یا لپ‌تاپ خود را بردارید و هر وقت وقت داشتید یاد بگیرید.

  • منابع رایگان فراوان: راهنمای شغلی، اطلاعات حقوق، نکات مصاحبه و دقیقاً مهارت‌هایی که برای گرفتن شغل مورد نظرتان لازم دارید.

  • بهترین بخش: پس از تمام کردن هر دوره، یک گواهی Skill Up دریافت می‌کنید که می‌توانید با افتخار در رزومه یا لینکدین خود قرار دهید.

  • روی لینک در توضیحات کلیک کنید و اولین قدم را برای سفر یادگیری رایگان خود بردارید. خود آینده‌تان از شما تشکر خواهد کرد.

  • شما در ۱۲ سالگی همکار بنیانگذار خود را ملاقات کردید و در ۱۴ سالگی اولین کسب‌وکار خود را شروع کردید. آیا این یک نقطه اثبات برای والدین شما بود که بدون تحصیلات رسمی هم می‌توانید موفق شوید؟

  • نه، نبود. دوست داشتم که بوده باشد.

  • نقطه اثبات واقعی این بود که ما تقریباً در زمان جذب سرمایه اولیه (Seed Round) بودیم. Lightseed Ventures یک برنامه فلوشیپ داشت و ما را دعوت کردند. تنها دلیل پذیرفته شدن ما این بود که همکار بنیانگذارم قرار بود به دانشگاه پنسیلوانیا (UPenn) برود.

  • فلوشیپ به نظرشان جذاب و رسمی می‌آمد، تقریباً مثل یک گواهی. فکر کردند: "وای، این بچه یک فلوشیپ گرفته، خیلی معتبر است."

  • اما وقتی من سرمایه اولیه جذب کردم، خیلی هیجان‌زده نبودند.

  • تقریباً پنج یا شش سال از راه‌اندازی شرکت گذشت تا بالاخره یک مدرک رسمی داشتیم و آن‌ها شروع کردند به هیجان‌زده شدن. اما تا زمانی که موفقیت شرکت قطعی نشده بود، از مسیر غیرمعمول من خوششان نمی‌آمد.

  • چرا فکر می‌کنید همکار بنیانگذار شما شد؟ چه ویژگی‌هایی داشت که به دنبالش بودید؟ فقط از نظر شخصی به هم پیوستید؟

  • ما دوست شدیم. در مقابل هم قرار داشتیم.

  • والدین من اجازه نمی‌دادند کمپ تابستانی بروم. از ششم به بعد به دانشگاه نورث‌وسترن فرستاده می‌شدم تا کلاس‌های دانشگاهی بگیرم: ریاضی، فیزیک و کلاس‌های جالب دیگر برای نوجوانان با استعداد.

  • از پنجم یا ششم شروع کردم و هر تابستان سه هفته در شیکاگو زندگی می‌کردم. ارزش این برنامه این بود که یاد گرفتم مستقل زندگی کنم، خوابگاه داشته باشم، لباس بپرم و کارهایی که دوست نداشتم انجام دهم.

  • اما یاد گرفتم تا حدی مستقل باشم. در تابستان هشتم، همکار بنیانگذارم، ران، در اتاق مقابل من بود و دوست شدیم.

  • فکر کردم: چطور می‌توانم از مدرسه خارج شوم؟ تنها راه این است که پول زیادی بسازم. چطور می‌توانم پول زیادی بسازم؟ شاید بتوانم اپلیکیشن‌های موبایل برای کسب‌وکارهای کوچک بسازم.

  • وقتی iOS زبان برنامه‌نویسی Swift را معرفی کرد، که ساده‌تر از Objective-C بود، فکر کردم می‌توانم آن را یاد بگیرم. ران گفت که قبلاً برنامه‌نویسی بلد است (در حقیقت برنامه‌نویس خوبی نبود)، اما گفت بعد از پایان دوره می‌توانیم با هم اپلیکیشن بسازیم.

  • بیشتر از نیاز بود تا هر چیز دیگری. جالب اینجاست که او خیلی سنتی‌تر از من بود: ریاضی در روزهای شنبه، مدرسه مهم‌ترین چیز زندگی‌اش بود.

  • من او را به "سوی تاریک" کشیدم و گفتم: "نه، سرمایه‌داری و ساختن کسب‌وکار راه واقعی است." تدریجاً او را تغییر دادم تا به فردی تبدیل شود که برای ساختن این کسب‌وکار لازم داشتم.

  • از آن زمان، آیا لحظه‌ای از پشیمانی داشته‌اید؟ مثل اینکه: "اوه، بهتر بود فقط دبیرستان را تمام می‌کردم، یا دانشگاه بروم؟"

  • نه، هیچ لحظه‌ای. اصلاً پشیمان نیستم.

  • شاید فقط بتوانستم کمی بیشتر تمرکز کنم. چالش این است که بیشتر کسب‌وکارها زمان زیادی می‌برند تا بسازیمشان. ما هشت و نیم سال است روی کسب‌وکارمان کار می‌کنیم.

  • فکر می‌کنم می‌توانستیم کمی زمان را تسریع کنیم. ذهنیت مهاجر این است که سرمایه را حفظ کنی. برای مدت طولانی شرکت را با پولی که از ساخت اپلیکیشن‌ها به دست می‌آوردیم، راه‌اندازی کردیم.

  • بعد شروع کردیم به مشاوره برای مؤسسات مالی بزرگ و ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار در ساعت دریافت می‌کردیم. اما راه‌اندازی شرکت هم گران است.

  • برای مدت طولانی تمایلی به خرج کردن پول یا جذب سرمایه نداشتیم — کسی هم به ما سرمایه نمی‌داد. همیشه در حالت حفظ سرمایه بودیم.

  • مشکل این بود که گاهی پول می‌تواند اگر درست استفاده شود، زمان را تسریع کند. اگر زودتر پول بیشتری برای رشد خرج می‌کردیم یا آزمایش‌های بیشتری انجام می‌دادیم، احتمالاً الان جلوتر بودیم.

  • اما مهم این است که اشتباه می‌کنیم و باید اشتباه کنیم تا یاد بگیریم و رشد کنیم. این یکی از آن ذهنیت‌های مهاجری بود که باید از آن بیرون می‌آمدیم.

  • چطور از آن بیرون آمدید؟

  • خیلی زیاد از آن بیرون آمدم! بعد از جذب سرمایه، پشت سر هم جذب سرمایه کردیم و بیش از صد میلیون دلار جذب کردیم.

  • سرمایه‌گذاران به ما گفتند: "وظیفه شما رشد سریع است و برای رشد سریع، باید پول زیادی خرج کنید، نیرو بگیرید و گسترش یابید."

  • اما واقعیت این است که استخدام نیروی بیشتر لزوماً سرعت رشد را افزایش نمی‌دهد، مخصوصاً الان در دنیای هوش مصنوعی.

  • ما کمی بیش از حد خرج کردیم و فکر کردیم پول رایگان است چون هر کجا تماس می‌گرفتیم پول می‌دادند. فقط با دو تماس تلفنی می‌توانستم ده‌ها میلیون دلار جذب کنم.

  • این باعث شد رابطه عجیبی با پول داشته باشیم. برای شش سال پول شخصی یا شرکتی نداشتیم. پول گرفتن خیلی سخت بود، پس هر پولی که داشتیم را حفظ می‌کردیم.

  • ناگهان صدها میلیون دلار گرفتیم و فکر کردیم پول رایگان است، ارزش سهام ما بیشتر از پول نقد است، پس باید هر چقدر لازم است خرج کنیم.

  • این راه اشتباهی بود. واقعیت این بود که باید در نقطه میانی باشیم. باید دوباره همان درس‌ها را یاد بگیریم.

  • الان قاعده‌ای برای خرج کردن ایده‌آل برای استارتاپ دارید؟

  • قاعده ایده‌آلی نیست، اما راه ساده‌اش این است: مردم را پیدا کنید. معمولاً تیم شما عامل موفقیت است.

  • در فرآیند استخدام، بررسی و جذب، واقعاً سخت تلاش کنید تا چند نفر درست را پیدا کنید که تفاوت بزرگی ایجاد کنند.

  • بفهمید چطور آن‌ها را جبران خدمت کنید، چطور انگیزه‌های شما و آن‌ها همسو شود تا هم‌انگیزه شما کار کنند.

  • این سرمایه‌گذاری ارزش دارد، چه نقدی باشد چه با سهام. بعد بفهمید در چه حوزه‌هایی باید پول خرج کنید.

  • مثلاً اگر شرکت شما دفتر دارد، داشتن دفتر خوب مهم است چون زمان زیادی آنجا می‌گذرانید. یا اگر فروش برای شما کلیدی است، باید در آن سرمایه‌گذاری کنید.

  • نمی‌توانید در همه جا سرمایه‌گذاری کنید، وگرنه پولتان تمام می‌شود. باید بفهمید چه چیزهایی واقعاً مهم هستند و چطور در آن‌ها سرمایه‌گذاری کنید.

  • همه چیز را مثل یک آزمایش در نظر بگیرید. مثلاً برای تبلیغات، به جای اینکه پول زیادی برای چند کمپین بدهید، یک کمپین کوچک اجرا کنید. اگر جواب داد، کمی بیشتر سرمایه‌گذاری کنید. به صورت تدریجی عمل کنید، نه اینکه پول زیادی را یک‌باره بیندازید.

  • چطور یک استخدام خوب را تعریف می‌کنید؟ آیا از تجربه می‌آید؟ یا دقیقاً می‌دانید به دنبال چه کسی هستید؟

  • دو چارچوب دارم.

  • اول اینکه: مهارت، دانش و ویژگی (SKQ). بیشتر مردم بیش از حد روی مهارت و دانش تمرکز می‌کنند و ویژگی‌ها را فراموش می‌کنند.

  • ویژگی‌ها مهم‌ترند: شخصیت فرد چیست؟ چه مشکلاتی داشته و چطور از سر راهش رد شده؟ چون مهارت و دانش با ویژگی درست قابل یادگیری است.

  • دوم اینکه: فرهنگ شرکت. آیا با او ارتباط برقرار می‌کنید؟ به سازمان اعتقاد دارد؟ آیا احساس ارتباط نزدیکی دارید؟ چون باید واقعاً به او علاقه داشته باشید.

  • سوم: یکی از سرمایه‌گذاران ما، کیث بای، این مفهوم "توپ‌ها و باروت" را دارد. "توپ"ها کسانی هستند که یک پروژه را از ابتدا تا انتها انجام می‌دهند. شما به آن‌ها دستور کلی می‌دهید و آن‌ها انجام می‌دهند.

  • مثلاً: "این مسئولیت بازاریابی است، خودت بچین." یا "نرخ استفاده مشتریان را افزایش بده." آن‌ها می‌توانند خودشان راه را پیدا کنند.

  • "باروت"ها کسانی هستند که اگر کار دقیق و مشخصی به آن‌ها بدهید، انجام می‌دهند، اما در مسائل پیچیده نمی‌توانند خودشان راه حل پیدا کنند.

  • نه همه می‌توانند "توپ" باشند. فقط ۱۰ تا ۲۰ درصد شرکت شما باید این‌ها باشند. اما باید آن‌ها را پیدا کنید.

  • آیا استخدام شما با هوش مصنوعی تغییر کرده؟ هنوز فعالانه استخدام می‌کنید یا کند شده؟

  • استخدام می‌کنیم، اما دنبال "توپ‌ها" هستیم.

  • افرادی که بتوانم دستورات کلی بدهم و آن‌ها بفهمند کجا باید از عامل‌های هوش مصنوعی استفاده کنند، چطور فرآیندها را موازی کنند، چطور همه چیز را مقیاس‌پذیر کنند.

  • فکر می‌کنم بتوانیم شرکتی با درآمد صد میلیون تا یک میلیارد دلار داشته باشیم با صد نفر. جالب اینجاست که قبلاً ۱۵۰ تا ۱۶۰ نفر داشتیم، حالا حدود ۴۰ نفر داریم و ۱۰ برابر بهتر عمل می‌کنیم.

  • چه چیزی تغییر کرد؟

  • هوش مصنوعی. هوش مصنوعی و مقیاس‌پذیری تغییر کرد.

  • مثلاً در خدمات مشتری: قبلاً تیم ۶ تا ۷ نفره داشتیم که به صورت دستی قرارداد می‌فرستادند، حساب باز می‌کردند و پردازش انجام می‌دادند.

  • حالا تیم ۲ تا ۳ نفره داریم که ۲۰ تا ۳۰ برابر حساب بیشتری را مدیریت می‌کنند. آن‌ها همه چیز را اتوماسیون کردند.

  • اولین کارشان این بود که گفتند: "من روی خدمات مشتری تمرکز نمی‌کنم، بلکه روی "وظایفی که باید انجام شود" تمرکز می‌کنم. چطور خودم را حذف کنم؟"

  • دقیقاً. و حالا آن‌ها سیستم‌ها را نظارت می‌کنند تا مقیاس‌پذیر باشند.

  • آیا آن‌هایی که استخدام می‌کنید برای مدیریت خدمات مشتری "توپ" هستند؟

  • بله.

  • وقتی آن‌ها را مصاحبه می‌کنید، چه سوالاتی می‌پرسید تا بفهمید "توپ" هستند؟

  • اول، باید بفهمید شخصیت آن‌ها چیست. چه تجربیاتی داشته‌اند؟ بعضی‌ها مشکل داشته‌اند، بعضی نه.

  • بپرسید: "یک پروژه که از ابتدا تا انتها مدیریت کردی و مالکیت عمیقی داشتی، چی بود؟" آن‌ها داستانی تعریف می‌کنند.

  • من به دنبال این هستم که آیا می‌توانند در همه سطوح عمل کنند؟ آیا می‌توانند از بالا به پایین و از پایین به بالا فکر کنند؟

  • بهترین مدیران اجرایی جهان، حتی مدیران شرکت‌های تریلیون دلاری، همه بخش‌های خط تولید خود را می‌شناسند.

  • کسانی که درک عمیقی دارند، معمولاً مالکیت و عاملیت داشته‌اند. من بعد از این مصاحبه به مدیرعاملم زنگ می‌زنم و فرآیند استخدام را تغییر می‌دهم!

  • می‌توانید درباره محصول خود توضیح دهید؟ محصول شما به مدیران مالی کمک می‌کند تا با هوش مصنوعی سرمایه مدیریت کنند.

  • بله.

  • اول اینکه، فکر می‌کنید مدیران مالی هنوز وجود خواهند داشت؟

  • بله. صنعت مشاوره مالی و مدیریت ثروت یکی از بزرگ‌ترین بازارهای جهان است. مشاوران بیش از ۱۶۰ تریلیون دلار دارایی جهانی و ۸۰ تریلیون دلار در آمریکا را مدیریت می‌کنند.

  • بیشتر ثروت افراد ثروتمند و متوسط با یک انسان مدیریت می‌شود. من و همکارم در میدوست بزرگ شدیم. مشاور مالی خانواده ما دوست بچگی پدرم بود.

  • هر تصمیم بزرگ زندگی از طریق این مشاور می‌گذشت. این مشاوران اغلب مربی، مشاور زناشویی و بیشتر از یک مدیر مالی بودند.

  • اما امروزه شخصی‌سازی در همه چیز دنیای ما را فرا گرفته: خرید در آمازون، تماشای محتوا در نتفلیکس، توصیه‌های شخصی‌سازی شده.

  • سرمایه‌گذاران هم حالا شخصی‌سازی در سبد سرمایه‌گذاری خود می‌خواهند. اما مشاوران نمی‌توانند این کار را انجام دهند چون زمان‌بر است.

  • ما فکر کردیم به جای اینکه مشاوران بین مدیریت تعداد کمی مشتری ثروتمند یا راه‌حل یک‌سایز-برای-همه انتخاب کنند، باید بتوانند سبدهای شخصی‌سازی شده عمیق ارائه دهند و تعداد زیادی مشتری داشته باشند.

  • این کار از طریق ترکیب مدیریت سرمایه و هوش مصنوعی امکان‌پذیر است. یک پلتفرم که نیازهای مالی، اهداف و استراتژی‌های مشتری را درک کند و اجرا و مدیریت را به صورت خودکار انجام دهد.

  • هوش مصنوعی واقعی، مشاوران انسانی را توانمند می‌کند. رابطه انسانی جایگزین نمی‌شود، اما مشاوران باید از فناوری استفاده کنند تا کارآمدتر باشند.

  • آیا این ایده را از صحبت با دوست پدرتان گرفتید یا فقط به صنعت نگاه کردید و فهمیدید؟

  • من واقعاً عاشق هوش مصنوعی بودم.

  • هشت سال پیش، ما اپلیکیشن برای کسب‌وکارهای کوچک می‌ساختیم. فکر کردیم هر کسب‌وکار کوچک باید یک اپ داشته باشد.

  • چه می‌شد اگر از هوش مصنوعی برای اتوماسیون توسعه اپ استفاده کنیم؟ اگر کدهای بازیافتی‌مان را به یک شبکه عصبی بدهیم و با تایپ ایده اپ، یک اپ تولید شود؟

  • کمی زودتر از زمان خودمان بودیم. متوجه نشدیم چطور فناوری کار می‌کند. مشکل فنی خیلی سخت بود.

  • شاید باید ادامه می‌دادیم و شرکتی مثل OpenAI می‌ساختیم، اما گاهی اوقات فرصت‌ها را از دست می‌دهیم.

  • یکی از مشاوران ما گفت: "شما خیلی در مورد هوش مصنوعی می‌دانید. بروید برای مؤسسات سرمایه‌گذاری مشاوره بدهید."

  • ما شروع کردیم به مشاوره برای بانک‌های بزرگ مثل Mass Mutual، RBC، Royal، Deutsche Asset Management.

  • یکی از پروژه‌ها با Mass Mutual بود. گفتند: "مشاوران ما در رابطه‌گیری خوب هستند، اما در مدیریت پول ضعیف هستند. آیا می‌توانید با هوش مصنوعی آن‌ها را تقویت کنید؟"

  • فکر کردیم ایده جالبی است. چه می‌شد اگر هوش مصنوعی بسازیم و به بانک‌ها و شرکت‌های بیمه بفروشیم؟

  • جیمی دایمون در هفته استارتاپ دیترویت صحبت می‌کرد. به همکارم گفتم: "باید به صحنه بدوی و Vise را به او ارائه بدهی."

  • آن موقع اسمش FSAI (هوش مصنوعی خدمات مالی) بود. جیمی گفت: "JPMorgan دانشمندان داده زیادی دارد. این برای ما جالب نیست. اما رقیبان ما مشاورانشان مستقل می‌شوند. شما می‌توانید مشاوران مستقل را تقویت کنید."

  • بعد از مدرسه، من هر روز مشاوران مستقل را تماس می‌گرفتم. تریلیون‌ها دلار سالانه از مؤسسات بزرگ خارج می‌شد و به سمت مشاوران مستقل می‌رفت.

  • فهمیدیم می‌توانیم این شرکت‌های کوچک را تقویت کنیم. این‌طور بود که شروع کردیم.

  • چند "نه" شنیدید وقتی به آن‌ها تماس می‌گرفتید؟

  • تعداد بی‌شماری "نه" شنیدیم، اما بیشتر از سرمایه‌گذاران و کسانی که می‌خواستند به ما سرمایه بدهند.

  • چیزی که ما را به جلو می‌آورد صحبت با مشاوران بود. وقتی با آن‌ها صحبت می‌کردم، می‌دیدم این ایده چقدر برایشان تحول‌آفرین است.

  • بخشی که "نه" نمی‌گرفتم، بینش مشتری بود. این انگیزه من بود. هر بار که با مشتری صحبت می‌کردم، انگیزه‌ام پر می‌شد.

  • در مورد هوش مصنوعی خودتان هم توضیح دهید. آیا هر کسی می‌تواند از آن استفاده کند؟ راهکاری برای ساخت سبد سرمایه‌گذاری در عصر هوش مصنوعی دارید؟ یا می‌توانم سبد خود را آپلود کنم و هوش مصنوعی به من بگوید چه کار کنم؟

  • بله. می‌توانید سبد خود را آپلود کنید، اهداف مالی‌تان را مشخص کنید. ما شما را به صورت ۳۶۰ درجه می‌شناسیم و سبد و تخصیص دارایی مناسب را پیشنهاد می‌دهیم.

  • آیا بازتوزیع (Rebalancing) را هم انجام می‌دهد؟

  • بله. مدیریت مالیاتی هم داریم. هر روز فرصت‌های بهره‌برداری مالیاتی را بررسی می‌کنیم.

  • وقتی مشتری تماس می‌گیرد و می‌گوید: "ترامپ تعرفه‌های جدیدی اعلام کرد. نگرانم. چطور روی سبد من اثر می‌گذارد؟" مشاور نیاز نیست همه چیز را بداند.

  • فقط از Vise می‌پرسد و Vise می‌گوید: "تعرفه‌ها روی شرکت‌های حمل و نقل تأثیر گذاشته، اما این شرکت‌ها فقط ۳٪ سبد شما را تشکیل می‌دهند. ما قبلاً از آن‌ها خارج شدیم. موقعیت‌های فناوری شما خیلی تحت تأثیر نیفتاده‌اند. هدف‌های سبد شما هنوز در مسیر درست است."

  • این باعث می‌شود مشاور اعتماد مشتری را جلب کند و در زمان واقعی پاسخ دهد.

  • جالب است که درباره این صحبت می‌کنید. شما بدون دانشگاه و بدون تمام کردن دبیرستان، چطور به مدیریت سرمایه تسلط پیدا کردید؟

  • خیلی زیاد خواندم. ویدیوهای یوتیوب زیادی دیدم. خوشبختانه در زمانی بزرگ شدم که یوتیوب وجود داشت.

  • بعضی از ویدیوهای شما را هم دیدم. سعی کردم بفهمم بازار چطور کار می‌کند، مشاوران چطور فکر می‌کنند، صنعت چطور تکامل یافته است.

  • اما بهترین راه یادگیری صحبت با مردم بود. مشاهده آن‌ها. مهم‌ترین راه یادگیری از کسی، صحبت با او نیست، بلکه سایه‌پردازی (Shadowing) اوست.

  • من این کار را با استخدام‌های جدید انجام می‌دهم: به جای اینکه چیزی به آن‌ها یاد بدهم، یک ماه از من یا همکارم یا دیگران تقلید می‌کنند. از طریق مشاهده چیزهایی یاد می‌گیرند که ما نمی‌توانیم به آن‌ها یاد بدهیم.

  • بنابراین کتاب، یوتیوب و صحبت با مردم بهترین راه‌ها هستند.

  • آیا از صنعت بازخورد منفی گرفتید؟ مثل اینکه: "شما مدرک ندارید، چرا برای مشاوران مالی این محصول را می‌سازید؟"

  • برای مدتی از سن خودم می‌ترسیدم. تقریباً به مردم دروغ می‌گفتم یا سنم را نمی‌گفتم.

  • ویدیو را خاموش می‌کردم، از موضوع دور می‌شدم. تا ۲۰ سالگی و جذب سرمایه زیاد، روی سن خودم تأکید نمی‌کردم.

  • وقتی ۲۰ ساله شدم، شروع کردم به صحبت درباره‌اش و مردم بیشتر از ما خوششان آمد چون ما جوان بودیم.

  • اما نقطه عطف این بود که مدرک و جایگاه اهمیتی ندارد. مهم این است که چقدر عمیق در مورد یک صنعت صحبت کنی و راه‌حل‌های متفاوتی ارائه دهی.

  • من سعی کردم بیشتر از همه در این صنعت بدانم و دیدگاه متفاوتی داشته باشم. این باعث شد اعتبار بسازم.

  • بعداً اعتبار از طریق ارتباط: اینکه خود را با افراد باهوش و معتبر احاطه کنم. مشتریان، سرمایه‌گذاران و مهم‌تر از همه تیم من.

  • ما ممکن است جوان‌ترین افراد شرکت باشیم، اما CIOهای ما بیش از ۲۰ سال در دنیای سرمایه‌گذاری فعال بوده‌اند.

  • ما افرادی با "Y مقطعش بالا" داریم، یعنی افراد باتجربه و با سابقه که اعتبارشان به کل سازمان منتقل می‌شود.

  • در طول هشت سال ساخت این شرکت، آیا فکر کردید این صنعت برای من مناسب نیست؟ چیزهای دیگری مثل ساختن یک OpenAI داشتید؟

  • حداقل ۱۵ بار می‌خواستم ترک کنم. فکر می‌کردم: "این خیلی سخت است." یک تماس بد با مشتری، مشکل با سرمایه‌گذار، ترک چند نفر از تیم، سیستم شکست.

  • خانه می‌آمدم، سرم را روی بالش می‌گذاشتم و می‌خواستم ترک کنم. اما واقعیت این است که هر کسب‌وکاری خیلی سخت است.

  • تا وقتی که نباشد، سخت است. باید ادامه بدهی. آخرین بار چه زمانی این احساس را داشتید؟

  • شاید یک هفته پیش. اما الان سریع از بین می‌رود.

  • چالش این است که ساختن این شرکت‌ها زمان زیادی می‌برد. اگر می‌خواهید مخرب باشید، باید مقاومت کنید.

  • آلفای واقعی شما مقاومت، توانایی ادامه دادن، یادگیری و رشد است. خیلی کم کسی این کار را می‌کند.

  • مهم‌ترین چیز این است که یک چشم‌انداز داشته باشید. اگر فقط برای پول یا شهرت باشید، وقتی سختی‌ها بیاید، ترک می‌کنید.

  • وقتی احساس ترک کردن می‌کنید، چه جمله‌ای به خودتان می‌گویید؟

  • دو چیز به یاد می‌آورم.

  • اول اینکه فکر می‌کنم سرنوشت من موفقیت در این کار است. نادر است کسی که در نوجوانی کسب‌وکاری بسازد و با همان چشم‌انداز ادامه دهد.

  • من به این باور دارم که دنیا با Vise متفاوت خواهد بود. بزرگ‌ترین مدیر دارایی جهان باید یک پلتفرم فناوری باشد که سبدهای شخصی‌سازی شده واقعی را در همه کلاس‌های دارایی ارائه دهد.

  • این به طور عملی شکاف دسترسی به ثروت را کاهش می‌دهد. مشاوری که قبلاً فقط برای ثروتمندان بود، برای همه فراهم می‌شود.

  • این چشم‌انداز من را الهام می‌دهد. تا وقتی به این تصویر بزرگ فکر کنم، مشکلات راه صاف می‌شود.

  • به کسی که ۱۷ یا ۱۸ ساله است و درباره رفتن به دانشگاه تردید دارد چه مشاوره‌ای می‌دهید؟ دانشگاه شبکه و اعتبار می‌دهد.

  • فکر می‌کنم دانشگاه‌ها دیگر اعتبارشان داره از بین می‌ره. سیستم دانشگاهی امروز به شما می‌گوید چه چیزی فکر کنید، نه اینکه چطور فکر کنید.

  • دانشجویان زیادی می‌بینم که می‌گویند وقت خود را تلف کرده‌اند. بهترین راه رشد این است که کسی را پیدا کنید که در ۵ یا ۱۰ سال آینده مثل او بخواهید باشید.

  • از او سایه‌پردازی کنید، از او یاد بگیرید. او فقط زمانی شما را جدی می‌گیرد که کار کنید، در مورد کارش تحقیق کنید، ایمیل سرد خوبی بزنید و نشان دهید که فراتر از حد معمول تلاش می‌کنید.

  • این‌ها تجمیع می‌شوند. وقتی آماده‌اید، شبکه و تجربه‌تان به شما کمک می‌کند.

  • به فکر بلندمدت باشید: در ۱۰ یا ۱۵ سال آینده چه کسی می‌خواهید باشید؟ من در ۱۵ سالگی لیستی نوشتم از چیزهایی که می‌خواهم تا ۲۰ سالگی به دست آورم. همه‌اش را به جز گرفتن یک سگ به دست آوردم!

  • لیست دیگری برای ۳۰ سالگی دارم. گاهی از حاشیه اشتباه می‌کنی، اما وقتی یک چشم‌انداز داری، به سمت آن حرکت می‌کنی.

  • باید درون‌نگر باشی، بفهمی چه چیزهایی برات مهم است، در چه چیزهایی خوبی و کجا تقاطع آن‌هاست. آیا مایلی این را کار زندگی‌ات کنی؟

  • ستاره شمالی شما الان چیست؟ در لیست ۳۰ سالگی‌تان چیست؟

  • چشم‌انداز ساختن یک شرکت تحول‌آفرین نسلی است که تأثیر مثبتی بر جهان بگذارد.

  • چگونه شکاف دسترسی به ثروت را کاهش دهم؟ چگونه صنعت سرمایه‌گذاری را از یک کسب‌وکار مبتنی بر انسان به یک پلتفرم مبتنی بر فناوری تبدیل کنم که انسان‌ها را توانمند می‌کند؟

  • این چشم‌انداز ممکن است کلی به نظر برسد، اما جزئیات با گذشت زمان مشخص می‌شود. معما کم‌کم کامل می‌شود.

  • به عنوان کسی که عمیقاً در این صنعت فعال است، به خصوص در شرایط اقتصادی فعلی با تعرفه‌ها، به همه چه مشاوره‌ای می‌دهید؟ با پول خود چه کنیم؟

  • یک سخنرانی تد عالی هست به نام "میلیاردرهای گمشده کجایند و چرا باید به آن‌ها اهمیت بدهیم؟"

  • در قرن ۱۹، ۴۰۰۰ نفر میلیونر وجود داشت. اگر همه آن‌ها پولشان را در بازار سهام آمریکا سرمایه‌گذاری می‌کردند، با نرخ تولد، مالیات و مصرف استاندارد، امروز باید ۱۲۵ هزار میلیاردر داشته باشیم. اما فقط ۳۰۰۰ میلیاردر داریم.

  • چرا؟ چون ما در تصمیم‌گیری مالی خیلی ضعیف هستیم. تصمیمات کوتاه‌مدت می‌گیریم، دنبال "سرمایه‌گذاری داغ" می‌رویم، فکر ترکیب سود بلندمدت را نداریم.

  • کار درست این است که اگر می‌خواهید پول خود را چند برابر کنید و ثروت نسلی بسازید، پول خود را در بازار سهام آمریکا یا یک شاخص گسترده سرمایه‌گذاری کنید.

  • چند بار در سال بازتوزیع کنید، مالیات و هزینه‌ها را بهینه کنید و به مشارکت ادامه دهید. با وجود نوسانات، در بلندمدت ۸ تا ۱۰ درصد رشد خواهید داشت.

  • به جای دنبال کردن "سرمایه‌گذاری داغ" روز، به آرامی ثروت بسازید. همه می‌خواهند سریع ثروتمند شوند، اما ثروتمند شدن آهسته، تنها راه واقعی است.

  • پس شاخص S&P 500؟

  • بله، می‌تواند S&P 500 باشد، یا ترکیبی از S&P 500 و بازارهای نوظهور. می‌توانید شاخصی بر اساس علایق خود بسازید.

  • اما کلید این است که تنوع داشته باشید. می‌توانید شرط‌های فعال هم بگذارید: مثلاً به هوش مصنوعی اعتقاد دارم، پس کمی بیشتر روی شرکت‌های هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنم.

  • یا فضای ماهواره‌ای را دوست دارم، شرکت SpaceX را عالی می‌دانم. اما بیشتر پول باید در شاخص بلندمدت باشد.

  • می‌توانید مقدار کمی پول برای "قمار" کنار بگذارید. من یک کم پول در Robinhood دارم. اگر از دستش بدهم، بد است، اما زندگی‌ام را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. این سرگرمی است.

  • چند درصد از سبد شما "قسمت قمار" است؟

  • حدود ۵۰ بیس پوینت، یعنی ۰٫۵٪. بسیار کم.

  • آیا Vise را برای عموم باز خواهید کرد؟

  • بخشی از ایده این است که مشاوران بتوانند به مشتریانی که قبلاً نمی‌توانستند خدمات دهند، خدمات دهند.

  • اگر قبلاً فقط مشتریان یک میلیون دلاری را پذیرفتید، حالا با Vise می‌توانید به مشتری ۱۰ هزار دلاری هم خدمات دهید.

  • در نهایت، می‌خواهیم به مشتری در هر مرحله از سفرش خدمت کنیم. احتمالاً در آینده به مصرف‌کنندگان نهایی هم خدمات دهیم.

  • والدینتان الان راضی هستند؟

  • بله، فکر می‌کنم راضی باشند.

  • هنوز هم می‌گویند: "دکترا بگیر، به دانشگاه برگرد؟"

  • نه. دیگر فکر نمی‌کنم دانشگاه معنای قبلی را داشته باشد. مسیرهای زیادی در زندگی وجود دارد.

  • با هوش مصنوعی، اطلاعات رایگان و در دسترس همه خواهد بود. دانشگاه‌ها فقط واقعیت‌ها و فاکت‌ها را یاد می‌دهند.

  • اما چیزی که مهم است این است: چطور یاد بگیریم یاد بگیریم؟ چطور ارتباط برقرار کنیم؟ چطور مسائل را حل کنیم؟

  • فقط در دنیای واقعی می‌توانید یاد بگیرید. کلاس کارآفرینی به نظر من بی‌معنی است. تنها راه کارآفرین بودن، کارآفرین بودن است.

  • شرکت‌هایی مثل Palantir حالا دنبال دانش‌آموزان دبیرستانی هستند و می‌گویند: "از دانشگاه بگذرید، به ما بیایید."

  • فکر می‌کنم شرکت‌های بیشتری این کار را کنند: بهترین دانش‌آموزان دبیرستانی را پیدا کنید، از دانشگاه بگذرند و زیر نظر ما کار کنند. در ۳ تا ۴ سال بیشتر از دانشگاه یاد خواهند گرفت.

  • فکر می‌کنید جایی برای دانشگاه در ۱۰ سال آینده باقی خواهد ماند؟ آیا گروهی هستند که از آن بهره ببرند؟

  • فکر نمی‌کنم فرزندانم را به دانشگاه بفرستم. اگر واقعاً بخواهند، بروند.

  • دانشگاه راهی برای استقلال است، اما می‌توانید با زندگی با دوستان و داشتن شغل هم مستقل باشید.

  • اگر می‌خواهید پزشک یا وکیل شوید، باید به دانشگاه بروید. اما اگر می‌خواهید کارآفرین باشید، بهترین راه شروع کردن یک کسب‌وکار است.

  • به همه کسانی که می‌خواهند در محیط جدید هوش مصنوعی جلوتر باشند، یک مهارت چه توصیه می‌کنید؟ بزرگسالان، بچه‌ها، همه.

  • بفهمید سوپرپاور شما چیست. در چه چیزی بهتر از همه هستید؟

  • از دوستان و نزدیکانتان بپرسید: "چرا دوست من هستی؟ چرا دوست داری با من کار کنی؟ چه چیزی در من عالی است؟"

  • همه به یک چیز اشاره خواهند کرد: "تو یک مخاطب عالی هستی"، "یک فروشنده عالی"، "در حل مسائل پیچیده محصول عالی هستی."

  • آن چیزی را پیدا کنید که شما را عالی می‌کند و بهترین فرد جهان در آن شوید. از ضعف‌های خود بگذرید.

  • بیشتر مردم از یک چیز به چیز دیگر می‌پرند. اما آلفا در ماندن در یک کار برای مدت طولانی است. حرفه مثل سرمایه ترکیب می‌شود.

  • چند سال طول می‌کشد؟

  • فکر می‌کنم ۵ تا ۶ سال. نظریه ۱۰ هزار ساعت را می‌شناسم. برای بیشتر شرکت‌ها، ارزش بیشترین کارمند در سال‌های ۳ تا ۵ ظاهر می‌شود.

  • اما فکر می‌کنم ۷ تا ۱۰ سال طول می‌کشد تا به تسلط عمیق برسید. مثل بهترین سوشی‌چی‌های جهان که ده سال قبل از اینکه سرآشپز شوند، فقط برنج را درست می‌کنند.

  • خودتان را مثل یک سوشی‌چی تصور کنید. می‌خواهید به تمام جزئیات و نکات ظریف مسلط شوید، چون از بیرون بیشتر به نظر می‌رسد.

  • متشکرم. الهام‌بخش بود و واقعاً عملی بود. از استخدام تا تغییر ذهنیت تا تمرکز روی یک چیز به جای پریدن به چیز بعدی.

میتونید تا اونجایی که خوندید رو بوکمارک کنید.

همچنین بخوانید...

«تصمیماتی که موفقیت یا شکست استارتاپ‌تان را رقم می‌زنند»

«تصمیماتی که موفقیت یا شکست استارتاپ‌تان را رقم می‌زنند»

به یکی دیگر از قسمت‌های **Office Hours** خوش آمدید. امروز قرار است به سؤالاتی از جامعه YC پاسخ دهیم، و ابتدا چند سؤال درباره‌ی **نحوه ورود به بازار برای شرکت‌های...

راهنمای سریع راه اندازی استارتاپ! صفر تا صد راه اندازی استارتاپ و کسب و کار آنلاین

راهنمای سریع راه اندازی استارتاپ! صفر تا صد راه اندازی استارتاپ و کسب و کار آنلاین

اگر به دنبال راهنمای سریع برای راه‌اندازی استارتاپ و کسب و کار اینترنتی از صفر تا صد هستی، این ویدیو ارزشمند است. من مانوئل هستم و در این کانال درباره...

تجربه جذب سرمایه برای استارتاپ | سیاوش محمودیان

تجربه جذب سرمایه برای استارتاپ | سیاوش محمودیان

این اپیزود به تجربه جذب سرمایه برای یک استارتاپ می‌پردازد و از زبان مدیرعامل و یکی از هم‌تیمان شرکت درباره مسیرهای ممکن برای جذب سرمایه، چالش‌ها و درس‌های کلیدی صحبت...

شهرزاد میرجهانی | هم‌بنیانگذار و مدیرعامل فلوجین

شهرزاد میرجهانی | هم‌بنیانگذار و مدیرعامل فلوجین

مصاحبه‌ای با شهرزاد میرجهانی، بنیانگذار و مدیرعامل فلوجین، درباره مهاجرت به کانادا با ویزای استارتاپ، مسیر کار و تحصیل در هنگ کنگ، و تجربه‌های عملی در تکوین کسب‌وکار و حضور...

مدیر اجرایی سابق گوگل (مو گاودات): ۱۵ سال آینده جهنم خواهد بود، قبل از اینکه به بهشت ​​برسیم!

مدیر اجرایی سابق گوگل (مو گاودات): ۱۵ سال آینده جهنم خواهد بود، قبل از اینکه به بهشت ​​برسیم!

این مصاحبه ای طولانی با مو گاودات، مدیر ارشد پیشین گوگل ایکس و یکی از چهره‌های شناخته‌شده در حوزه هوش مصنوعی و آینده بشریت است. او در این ویدیو نگرانی‌های...

متخصص علوم اعصاب (دکتر تارا سوارت): شواهدی مبنی بر اینکه می‌توانیم پس از مرگ ارتباط برقرار کنیم!

متخصص علوم اعصاب (دکتر تارا سوارت): شواهدی مبنی بر اینکه می‌توانیم پس از مرگ ارتباط برقرار کنیم!

ویدئوی مصاحبه با دکتر تارا سوارث، متخصص علوم اعصاب و روانپزشک برجسته، به مدت حدود ۱ ساعت و ۴۴ دقیقه است که در آن تحقیقات و تجربیات شخصی وی درباره...

نیل دگراس تایسون و حقیقت‌های کیهانی درباره زندگی، مرگ و آینده انسان

نیل دگراس تایسون و حقیقت‌های کیهانی درباره زندگی، مرگ و آینده انسان

در این ویدیو طولانی، دکتر نیل دگراس تایسون، اخترفیزیکدان برجسته و مفسر علمی، به بررسی مسائل عمیق علمی و فلسفی درباره جهان، زندگی، و وجود انسان می‌پردازد. او با نگاهی...

یورگن کلوپ درباره بازگشت به لیورپول و راز عشقش به این باشگاه

یورگن کلوپ درباره بازگشت به لیورپول و راز عشقش به این باشگاه

یورگن کلوپ، اسطوره فوتبال و مربی موفق که تیم‌های دورتموند و لیورپول را هدایت کرده و ۱۳ جام بزرگ به‌دست آورده است، در این گفتگو زندگی و فلسفه مدیریتی خود...

از استارتاپ آدرس تا کمپانی لیفت کانادا

از استارتاپ آدرس تا کمپانی لیفت کانادا

امین از دوران ابتدایی تا دانشگاه زندگی و تحصیل خود را شرح می‌دهد، جابه‌جایی‌های زیادی داشته، در دبیرستان المپیاد فیزیک شرکت کرده ولی به دلایلی از ادامه در آن مسیر...

هوش مصنوعی AGI

هوش مصنوعی AGI

AGI یا «هوش مصنوعی عمومی» (Artificial General Intelligence) نوعی از هوش مصنوعی است که هدف آن **ایجاد سیستمی با توانایی فکری مشابه انسان** در طیف گسترده‌ای از وظایف است. ###...

۵ کسب‌وکار برتر هوش مصنوعی برای شروع قبل از سال ۲۰۲۶ (ویژه مبتدیان)

۵ کسب‌وکار برتر هوش مصنوعی برای شروع قبل از سال ۲۰۲۶ (ویژه مبتدیان)

احتمالاً خبرها و تیترهایی را دیده‌اید که می‌گویند تنها ۱۲ ماه فرصت دارید تا ثروت خود را بسازید، چون بعد از آن «هوش مصنوعی فراانسانی» در راه است. گزارش جدیدی...

چرا هوش مصنوعی بیش از حد بزرگ‌نمایی شده است - با حضور نیل دگراس تایسون

چرا هوش مصنوعی بیش از حد بزرگ‌نمایی شده است - با حضور نیل دگراس تایسون

ببین، تو بخش زیادی از عمرت را صرف این کردی که علم را برای مردم توضیح بدهی. بله. عملاً شبیه یک «میم انسانیِ خب، در واقع...» بوده‌ای. آره. هرچند یاد...

سایت آماده فروشگاهی، سایت فروش محصولات دارای سایز و رنگ.

سایت آماده فروشگاهی، سایت فروش محصولات دارای سایز و رنگ.

سایت آماده فروشگاهی، ساین فروش محصولات دارای سایز و رنگ. سایت آماده بدون نیاز به اطلاعات فنی برای راه‌اندازی و بهره‌برداری. آماده نصب و راه‌اندازی، شما فقط باید محصولات را...

جوان «۱۹ ساله‌ای که میلیون‌ها دلار با اپلیکیشن هوش مصنوعی کسب کرد»

جوان «۱۹ ساله‌ای که میلیون‌ها دلار با اپلیکیشن هوش مصنوعی کسب کرد»

متن مصاحبه درباره استارتاپی است که اپلیکیشنی برای ترک اعتیاد به پ.و.ر.ن.و.گ.ر.ا.ف.ی ساخته است و موسسان آن سه نفر ۱۷ تا ۲۲ ساله هستند که در کمتر از پنج ماه،...

بنیانگذار ۱.۵ میلیارد دلاری هوش مصنوعی: این عصر طلایی شماست تا با هوش مصنوعی بسازید

بنیانگذار ۱.۵ میلیارد دلاری هوش مصنوعی: این عصر طلایی شماست تا با هوش مصنوعی بسازید

- با جسی جین آشنا شوید؛ ۲۷ ساله و هم‌بنیان‌گذار یک شرکت AI ۱٫۵ میلیارد دلاری. استارتاپ او، Decagon، مکالمات برندهایی مثل Herz، Duolingo و Notion را پشتیبانی می‌کند. تیمش...

معور شلومو بنیان‌گذار استارتاپ Base44

معور شلومو بنیان‌گذار استارتاپ Base44

خلاصه گفت‌وگوی یک پادکست با **معور شلومو** (Maor Shlomo) است؛ بنیان‌گذار استارتاپ **Base44**. در این گفت‌وگو، او تجربه‌ی شش‌ماهه‌ی خود را از راه‌اندازی تا فروش شرکت به مبلغ **۸۰ میلیون...

سم آلتمن - بنیانگذار OpenAI از سیستم نوشتاری خود رونمایی می‌کند.

سم آلتمن - بنیانگذار OpenAI از سیستم نوشتاری خود رونمایی می‌کند.

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که سام آلمان چگونه یادداشت‌برداری می‌کند، برنامه‌ریزی سالانه‌اش را چطور انجام می‌دهد، یا چطور به مرخصی بدون حقوق (ساباتیکال) فکر می‌کند؟ چطور...

اجاره خانه بدهید، پولدار شوید؟ یک آمریکایی-هندی تبار با این ایده یک استارتاپ ۳.۱ میلیارد دلاری ساخت

اجاره خانه بدهید، پولدار شوید؟ یک آمریکایی-هندی تبار با این ایده یک استارتاپ ۳.۱ میلیارد دلاری ساخت

انور، خیلی ممنون که این مصاحبه رو انجام دادی. ممنون که اومدی. داری کار واقعاً جالبی می‌کنی. خب بگو، چطور «بیلت» می‌تونه کمکم کنه که دیگه بلیت کلاس اقتصادی نخرم؟...

loading ...