۵ کسبوکار برتر هوش مصنوعی برای شروع قبل از سال ۲۰۲۶ (ویژه مبتدیان)
احتمالاً خبرها و تیترهایی را دیدهاید که میگویند تنها ۱۲ ماه فرصت دارید تا ثروت خود را بسازید، چون بعد از آن «هوش مصنوعی فراانسانی» در راه است. گزارش جدیدی با عنوان «پیشبینی هوش مصنوعی ۲۰۲۷» از یکی از پژوهشگران سابق OpenAI منتشر شده که بهصورت ماهبهماه توضیح میدهد چه اتفاقاتی در پیش است و ادعا میکند تا سال ۲۰۲۷، هوش مصنوعی جامعه را بیش از انقلاب صنعتی دگرگون خواهد کرد. صحبت از جایگزین شدن عوامل هوش مصنوعی بهجای کل دپارتمانهاست — از تحقیق و برنامهنویسی گرفته تا عملیات اجرایی.
اگرچه این موضوع شبیه داستانهای علمیتخیلی و کمی نگرانکننده به نظر میرسد، اما حجم سرمایهای که وارد این حوزه شده نشان میدهد واقعاً در حال وقوع است. صندوقهای بزرگ سرمایهگذاری خطرپذیر مثل Andreessen Horowitz، Sequoia Capital، Greylock و Khosla Ventures در ۱۸ ماه اخیر در مجموع حدود ۱۶۰ میلیارد دلار در استارتاپهای هوش مصنوعی سرمایهگذاری کردهاند؛ سرمایهگذاریهایی که از بزرگترین و تأثیرگذارترین تأمین مالیهای تاریخ محسوب میشوند. شرکت Meta بهتنهایی بیش از ۶۵ میلیارد دلار هزینه کرده تا خود را بهعنوان یک شرکت «اول هوش مصنوعی» بازآفرینی کند.
اما خبر خوب این است که فرصتهای واقعی هنوز منحصر به غولهای بزرگ نشدهاند. هنوز فضا برای کارآفرینانی وجود دارد که بتوانند سریع عمل کنند، شکافها را شناسایی کرده و ابزارهایی بسازند که واقعاً به کار مردم بیایند — چون خودشان در خط مقدم مشکلات هستند. همان گزارشی که پیشتر اشاره شد، تأکید میکند که کسانی که زودتر وارد میدان میشوند، بخش اعظم ثروت را به دست میآورند. منتظر ماندن ممکن است خیلی دیر باشد.
در این جا، پنج ایدهی کسبوکار هوش مصنوعی را توضیح میدهم که میتوانید ظرف ۱۲ ماه آینده راهاندازی کنید. این فقط نظریه نیست؛ بلکه توصیههایی از کارآفرینان بزرگ سال ۲۰۲۵ مانند رید هافمن و آراوین سیناس، همبنیانگذار Perplexity، و دیگران را نیز میشنوید. بهترین زمان برای شروع، همین حالاست — پیش از ظهور AGI.
اساس کار این است که شما ChatGPT را میگیرید و مجدداً آن را پرامپت میدهید. با اینکه بسیار ساده به نظر میرسد، اما برای بسیاری از افراد به یک کسبوکار خوب تبدیل شده است، چون شما تخصص خودتان را روی آن اعمال میکنید. اگر دانش عمیقی در یک حوزه خاص داشته باشید، ابزار شما که همان GPT را در قالبی جدید ارائه میکند، میتواند بسیار بهتر از GPT اصلی باشد. این نوع ساخت محصولات برای مبتدیان کاملاً مناسب است. یکی از سریعترین راهها برای تازهواردها، استفاده از پلتفرمهایی مثل Replit است که پرامپتهای زبان طبیعی را با کمترین نیاز به کدنویسی به اپلیکیشن واقعی تبدیل میکند.
یک مثال جالب در این زمینه اپلیکیشن Kal AI است که توسط زاکیا دو گری، یک جوان ۱۸ ساله ساخته شده. این اپلیکیشن تغذیه و تندرستی، با استفاده از هوش مصنوعی عکس غذاها را تحلیل میکند و سریعاً کالری آن را تخمین میزند. از زمان رونمایی در سال ۲۰۲۳ تا کنون، کالای بیش از ۸ میلیون بار دانلود شده و پیشبینی میشود امسال ۳۰ میلیون دلار درآمد داشته باشد. این مثال نشان میدهد که ابزارهای نوآورانه هوش مصنوعی میتوانند با تمرکز و یک محصول آغازین ساده (MVP) به سرعت رشد کنند. این محصولات جذاب هستند چون مشکلات واقعی را به سرعت حل میکنند و همانطور که دنیل پریستلی میگوید، همین ویژگی باعث مقیاسپذیری آنها برای بنیانگذاران تازهکار میشود.
فرض اساسی این است که دانستن بیشتر از مشتری درباره یک موضوع خاص ارزشمند است و مقداری از دادههای او را جمعآوری میکنید، آنها را با پرامپتهایی که با دقت نوشتهاید ترکیب میکنید و همه را در یک رابط کاربری بهتر از رابط چت قرار میدهید. ترکیب این سه مورد—جمعآوری داده، بهکارگیری پرامپتهای هوشمند و طراحی یک تجربه کاربری خوب—باعث میشود ابزار تخصصی و ارزشمندی بسازید.
یک مثال خوب از این روند، نحوه شکلگیری ابزارهای مبتنی بر برق در گذشته است: بیش از صد سال پیش برق اختراع شد و چیز قدرتمندی بود، اما مردم کاربردهایی برای آن یافتند—مثلاً گفتند میتوانیم با برق نان تست درست کنیم (توستر) یا آب را بجوشانیم و آن را کتری بنامیم.
فرض کنید کسی ایده لامپ برق را مطرح کرد؛ آنها جریان برق را به کاربردهای تخصصی هدایت کردند و این کسبوکارهای جدید به حوزههایی مستقل و سودآور تبدیل شدند. حالا در نظر بگیرید اگر کسی میگفت «این فقط یک پوشش (رَپِر) برای برق است، فقط دارید برق را بستهبندی میکنید!» جواب این است که «بله، ما فقط برق را بهنوعی مهار میکنیم ولی این کار را بهشکلی خاص و با تجربه کاربریای انجام میدهیم که دقیقاً مناسب جوش آوردن آب یا تُست کردن نان است.»
مدلهای زبانی بزرگ (LLM) همان برق جدید هستند: آنها میتوانند متن، تصویر یا محتوای چندرسانهای تولید کنند. سپس بستگی به ما کارآفرینان دارد که این ظرفیت را با تجربه کاربری بهتر، پرامپتهای قویتر و روشهای هوشمندانهتر جمعآوری داده ارتقا دهیم و به شکل یک محصول بستهبندی کنیم. اگر بتوانیم این سه کار را انجام دهیم، میتوانیم کسبوکارهای فوقالعادهای ایجاد کنیم. هزاران فرصت کوچک وجود دارد تا مثلاً سالانه یک کسبوکار با بازده داخلی پنج میلیون دلار بسازید.
گام عملی: یک صنعتی را که میشناسید انتخاب کنید و سه کار تکراری که میشود اتوماسیونشان کرد را یادداشت کنید. بر روی یکی از آنها GPT را سوار کنید—حتی فقط با یک Google Sheet و API ساده—و هر هفته آن را با پنج تا ده کاربر واقعی امتحان کنید.
نکته سریع: این توصیه برای هرکسی که در سال ۲۰۲۵ در حال راهاندازی یا توسعه کسبوکار است فوقالعاده کاربردی است. شرکت هاباسپات همین حالا یک جعبه ابزار وایرال مبتنی بر هوش مصنوعی ارائه داده؛ عملاً یک استراتژیست بازاریابی شخصی بر اساس ChatGPT که از موفقترین کمپینهای سال ۲۰۲۵ الگو گرفته است. این جعبه ابزار رایگان، امکان دسترسی وایرال به ChatGPT سفارشی آموزشدیده را فراهم میکند که سؤالات مناسب میپرسد و استراتژیهای وایرال منطبق بر پلتفرم، مخاطب و صنعت شما ارائه میدهد. پانزده پرامپت تخصصی، قالبهای امتحانپسداده برای تحقیقات رقبا، بهرهمندی از روندها، مدیریت بحران و بهینهسازی پلتفرم، به همراه بیش از پنجاه قلاب و ایده جذاب برای شروع صحبت و ایجاد حس کنجکاوی و الهام دریافت میکنید.
بخش مورد علاقه من، همین GPT وایرال است؛ چون مثل یک تیم بازاریابی کامل است که ۲۴ ساعته هم برند و هم مخاطب شما را میشناسد و راهکارهای تطبیقی آنی ارائه میدهد. آن را رایگان دانلود کنید و کمپینهایی بسازید که فقط محتوا منتشر نمیکنند؛ بلکه رشد و تعامل و وایرال شدن واقعی را رقم میزنند. لینک آن در توضیحات قرار دارد.
برای مثال استارتاپ Poppy AI طی سال اول خود بدون سرمایه خارجی به درآمد ماهانه بیش از ۵۰۰ هزار دلار رسید؛ چرا که به بازاریابان و تولیدکنندگان محتوا کمک کرد به راحتی محتواهای وایرال در شبکههای اجتماعی بسازند. کافیست ایدههای خود را وارد کنید و این ابزار یک پست مناسب ارائه میدهد. موفقیت Poppy AI نشان میدهد که ابزارهای هوش مصنوعی متمرکز بر حل مشکلات واقعی، مخصوصاً با مدل اشتراک ساده، چقدر میتوانند قدرتمند باشند.
اگر به تولید محتوا علاقه ندارید، فرصت جذاب دیگری نیز هست: ساخت و درآمدزایی از صدای هوش مصنوعی شخصی. بازار صداهای هوش مصنوعی در حال رشد است؛ چون برندها و تولیدکنندگان لحن و صدای اختصاصی برای تبلیغات و ارتباطات خود میخواهند. برای نمونه، بنیانگذار 11Labs توضیح میدهد که این شرکت در مجموع ۲ میلیون دلار حق امتیاز به افرادی پرداخت کرده که صدای خود را شریک شدهاند. افراد با مشارکت صدای خود در این پلتفرم میتوانند درآمد کسب کنند.
در ابتدای کار، ما یک بازار و اکوسیستم صدا راهاندازی کردیم که هر فردی میتواند صدای خودش را بسازد و مراحل تأیید هویت را طی کند. لازم است حدود سی دقیقه یا بیشتر صدای خودتان را ضبط کنید، سپس یک نسخه کاملاً مشابه از صدای خود خواهید داشت که هم در زبان ضبط شده و هم سایر زبانهای مورد پشتیبانی ما صحبت میکند. معمولاً سی نمونه مختلف دارید و با مدل جدید، این تعداد به هفتاد خواهد رسید. این صدا هم برای استفاده شخصی شما فعال است و اگر بخواهید میتوانید آن را در بازارچه ما با شرایط خاصی به اشتراک بگذارید تا دیگران هم بتوانند در اکوسیستم ElevenLabs از صدای شما استفاده کنند. در نتیجه، هر بار که صدای شما استفاده شود درآمدی به شما تعلق میگیرد.
در حال حاضر تقریباً ده هزار صدا توسط کاربران ساخته و به اشتراک گذاشته شده است. نکته فوقالعاده اینجاست که این صداها شامل انواع زبانها، لهجهها و سبکهای مختلف هستند. حالا هر کسی وارد پلتفرم شود با مجموعهای شگفتانگیز از صداها مواجه خواهد شد و ما بابت استفاده از هر صدا به کاربر مربوطه پرداخت میکنیم. در آغاز امسال این مبلغ دو میلیون دلار بود و طبق آخرین بررسی، حالا به پنج میلیون دلار رسیده که به کل جامعه کاربران پرداخت شده است.
درآمد سازندههای صدای هوش مصنوعی بسیار متغیر است؛ بسیاری از افراد با کمی تلاش میتوانند ماهانه چند صد دلار درآمد داشته باشند. اگر ده دقیقه از صدای خود را ضبط و با Eleven Labs کپی کنید، میتوانید آن را در سایتهایی مثل Fiverr یا voices.com بفروشید و ببینید آیا کسی حاضر به خرید نسخه هوش مصنوعی صدای شماست یا نه؛ شاید لهجه یا لحن خاصی دارید که برای دیگران جذاب باشد. این آزمایش سریع و بیهزینه است.
ایده سوم کسبوکار: عاملهای هوشمند یا کارمندان هوش مصنوعی. این موضوع بهویژه با ابزارهای بدون نیاز به کدنویسی امروزی بسیار در دسترس شده است. عاملهای هوشمند دیگر صرفاً چتبات نیستند، بلکه کارمندهایی خودکار هستند که میتوانند وظایف چندمرحلهای را انجام دهند. گرچه تصور میشود همه از هوش مصنوعی استفاده میکنند، اما واقعیت این است که هنوز کسبوکارهای زیادی با اتوماسیون مشکل دارند و حتی آن را نمیشناسند—مثلاً بنگاههای املاک سنتی که هیچ بهرهای از هوش مصنوعی نبردهاند. شما میتوانید فردی باشید که این روند را تسهیل میکند، حتی اگر برنامهنویس نباشید.
پلتفرمهای بدون کد مثل Replit و ابزارهایی مانند Cursor قابل استفاده هستند؛ مثلاً همسر من که اصلاً برنامهنویس نبود، طی چهار هفته توانست یک مدیر اجرایی هوشمند با هوش مصنوعی برای خودش بنویسد تا عملکرد کارمندان را پیگیری کند. نکته کلیدی انتخاب یک حوزه تخصصی (مثل رستوران، املاک، فروش آنلاین و...) است و ساخت یک کارمند هوشمند که بزرگترین مشکل همان رشته را برطرف کند. با مشتریان صحبت کنید و محصولی بسازید؛ این میتواند بزرگترین فرصت باشد. میتوانید امور کسبوکارهای سنتی را اتومات کنید و به توسعه آنها کمک کنید.
یک مثال: در یک شرکت، قبلاً ۱۶۰ نفر مشغول بودند و حالا با فقط ۴۰ نفر، صد برابر بهتر از قبل نتیجه میگیرند؛ دلیل اصلی، اتوماسیون با کمک هوش مصنوعی و بازنگری در فرآیندهاست. مثلاً تیم خدمات مشتری قبلاً شامل شش تا هفت نفر بود و حالا با دو تا سه نفر میتوانند چندین برابر حسابها را مدیریت کنند، چون کارها را اتومات کردهاند و انرژی خود را صرف ایجاد سیستمهای مقیاسپذیر نمودهاند.
اگر با تعدادی مشاور املاک آشنا هستید، از خودتان بپرسید آیا یک دستیار هوش مصنوعی میتواند به آنها کمک کند؟ یک نمونه ساده را با ابزارهای بدون کدنویسی مثل Replit بسازید و یک هفته با یکی از مشتریان امتحان کنید.
ایده چهارم: هوش مصنوعی برای سلامت و تندرستی. این حوزه به سرعت رشد میکند و شاخههایی مثل مربیگری ورزشی، پیگیری خواب، تغذیه، سلامت روان و پایش بیماریهای مزمن را پوشش میدهد. به عنوان مثال خودم کلسترول بالایی دارم و تازه شاید باید دارو بگیرم. مدتی است بهجای مشورت صرف با ChatGPT از اپی مثل Superpower با هوش مصنوعی تخصصی استفاده میکنم که به دادههای آزمایشها و اطلاعات حقیقی پزشکی وصل است و پاسخ پرسشها را بر اساس پژوهش یا نظر پزشکان ارائه میدهد. البته حتی در این بخش هم باید مراقب باشیم و مسائل سلامت روان را جدا در همان چت پیگیری کنیم تا نتایج دقیقتر و مطمئنتری داشته باشیم.
برای بنیانگذاران جدید، تمرکز روی محصولات سلامتی غیر درمانی (و نه تشخیص رسمی بیماری) نقطه ورود مناسبی است که پتانسیل رشد بالایی دارد. مثلاً Superpower بدون ساخت بیمارستان واقعی، مراقبتهای پیشگیرانه را در دسترس قرار داده و رشد بسیار زیادی کرده است.
در زمینه سلامت، رید هافمن اشاره میکند که هوش مصنوعی قرار است بزرگترین تحول را در این حوزه ایجاد کند، چون الان فناوری داریم تا یک دستیار پزشکی روی گوشی هوشمند داشته باشیم که حتی از پزشک متوسط بهتر عمل کند و ۲۴ ساعته برای همه در دسترس باشد. این یعنی پزشک زمان بیشتری برای بررسی فرد و علایم پنهان خواهد داشت و فرایند درمان و مشورت شخصیتر و سریعتر میشود.
گام عملی برای شما: یک ردیاب سبک تندرستی بسازید؛ مثلاً یک ربات تلگرام که برای گروه خاصی نکات تغذیه ارائه دهد یا افزونهای که دفترچه خواب افراد را تحلیل کند. تا وقتی محصول پزشکی نیست به راحتی قابل آزمون با کاربران است.
ایده بعدی مورد علاقه من، آموزش با هوش مصنوعی است. سال گذشته چند پروژه موفق ساختم: معلم تطبیقی که دانشآموز را برای آزمون آماده میکند، کدنویسی یاد میدهد یا حتی نقش مصاحبهکننده در آزمون کاری شبیهسازی میکند. یک coach آنلاین برای تافل راهاندازی کردیم که نقاط ضعف را شناسایی و برنامه آموزش را خودکار تنظیم میکند؛ و چون انتهای کار یک معلم واقعی هم بر روند آموزش نظارت دارد، تعامل و موفقیت بسیار بالاست. پروژه دیگر معلم هوشمند برای هر سن و هر موضوع بود. خودم همیشه به درک بهتر مکانیک کوانتومی علاقه داشتم و حالا با کمک یک معلم AI بینهایت صبور، میتوانم عمقیتر یاد بگیرم.
گام بعدی ساده است: یک موضوع—مثلاً انگلیسی، ریاضی یا برنامهنویسی—را انتخاب کنید و یک معلم هوشمند ساده (مثلاً در تلگرام) بسازید و با ده دانشآموز آزمایش کنید و بازخورد بگیرید.
به عنوان جمعبندی: برای ساخت هر محصول یا کسبوکار جدید، با یک گروه هدف خیلی کوچک شروع کنید. اگر هنوز نمیدانید کدام حوزه مناسبتر است، مهمترین اصل طبق صحبتهای آراوین (بنیانگذار Perplexity) این است که سرسختانه به چیزی علاقهمند باشید، حتی زمانی که هیچکس اهمیت نمیدهد، و آنقدر عمیق شوید که حتی دنیا را نیز متقاعد کنید.
در نهایت، هنوز فرصت ساختن عالی است؛ نه به آزمایشگاه تحقیقاتی نیاز دارید، نه سرمایه کلان—فقط سرعت، تمرکز و جرات عمل لازم است. تمام بنیانگذاران موفق از پروژههای کوچک شروع کردند: یک ابزار حول ChatGPT، یک ابزار صوتی برای تولیدکنندگان محتوا یا حتی ابزاری فقط برای یک دانشآموز. پس منتظر اجازه یا AGI و درآمد پایه جهانی نمانید؛ همین هفته یک ایده را به محصول اولیه (MVP) تبدیل کنید و با کاربران واقعی امتحان کنید تا از فرصت استفاده کنید. تب طلای هوش مصنوعی همین حالا شروع شده و اینکه فقط تماشا میکنید یا خودتان یکی از برندگان میشوید، به تصمیم و تلاش شما بستگی دارد — شاید واقعاً فقط دوازده ماه فرصت داشته باشیم. پس بزنید به کار و ثروت بسازید!