فربد خوشطینت فیلمساز - 188
فربد خوشطینت فیلمساز تحسینشده و برنده جوایز بینالمللی که مسیر کاریش از هنر زیرزمینی و موزیکویدیوهای جهانی تا روایتهای سیاسی و سینمای مطرح رو در بر میگیره. آثارش در رویدادهای مهم دنیا به نمایش درآمده، از جمله اکران در سازمان ملل، و برای «فصل کرگدن» جایزه بهترین جلوههای ویژه جشنواره آسیا پاسیفیک رو گرفته. فراتر از سینما، موزیکویدیو و کمپینهایی برای هنرمندانی مثل آرش، اسنوپ داگ، پیتبول و تیپین ساخته و همیشه هنر و تکنولوژی رو به شکلهای خلاقانه در هم آمیخته. در این گفتوگو از مسیرش گفتیم؛ از روزهای خلاقیت زیرزمینی تهران تا شناختهشدن جهانی، تحول روایت تصویری، و نقشی که هوش مصنوعی میتونه در آینده فیلمسازی داشته باشه.
فربد خوشطینت — کارگردان، موزیسین و هنرمند چندرشتهای — در این گفتوگوی طولانی، مسیر زندگی و کاریاش را تعریف میکند. روایت او از نوجوانی در تهران شروع میشود؛ جایی که برخلاف خواست پدرش که انتظار داشت مهندس شود، به سمت هنر کشیده شد. از همان نوجوانی وارد دنیای موسیقی و ویدیو شد، در دبیرستان هنر خواند و با صحنهی موسیقی زیرزمینی ایران و وبسایت o21-music.com آشنا شد؛ بستری که هنرمندان رپ فارسی و زیرزمینی آثارشان را منتشر میکردند.
اولین همکاریهایش با سروش هیچکس و دیگر رپرها شکل گرفت. ویدیوی «تریپ ما» و بعدها «یه مشت سرباز» نقطههای عطف آن دوران بودند. ساخت این ویدیوها، که یکی از آنها توسط یونیسف پشتیبانی شد، در فضای پر فشار سیاسی آن زمان حساسیت برانگیز بود و منجر شد فربد و همکارانش از سوی نهادهای امنیتی تهدید و بازداشت شوند. او که حاضر به همکاری بهعنوان «عامل دوگانه» نشد، مجبور شد درحالیکه تنها ۱۷-۱۸ سال داشت، کشور را به سرعت ترک کند. نخستین مقصد، مالزی بود؛ جایی که با ویزای دانشجویی ماند و با تکیه بر مهارتهایش در VFX، کارگردانی و فیلمبرداری، کم کم با شبکهای از استودیوها و برندهای بزرگ ارتباط گرفت و پروژههای بزرگی برایشان ساخت.
او حدود هفت تا هشت سال در مالزی ماند، سپس به لسآنجلسی که امروز محل زندگی و کارش است رفت. در آمریکا، علاوه بر کارگردانی موزیک ویدیو و پروژههای خلاقانه، با فیلمسازانی چون بهمن قبادی در پروژههای بینالمللی همکاری کرده است؛ از جمله فیلمی ترسناک با بازی اوا گرین و تهیهکنندگی اجرایی مارتین اسکورسیزی که اکنون در مرحلهٔ پست پروداکشن است.
بخش مهم گفتوگو به علاقه و اشتیاق فربد به تکنولوژیهای نو مربوط میشود. او از تجربهٔ مستقیم کار با ابزارهای هوش مصنوعی مولد در ویدیو، تصویر و صدا میگوید: Google Veo3، Higgsfield، Aleph، Beeble.ai، SAM Meta، Topaz Starlight و ElevenLabs. توضیح میدهد این ابزارها چگونه میتوانند در تولید حرفهای، پرکردن «جاهای خالی» و صرفهجویی زمانی و مالی کمک کنند، اما محدودیتهایی مانند فقدان کنترل جزئیات یا مشکل تداوم کاراکتر دارند. برخی از این ابزارها را «اسباببازی» برای کل تولید نمیداند، بلکه «چاقوی سوئیسی» برای موارد خاص پشت صحنه میبیند.
فربد روند تغییرات در صنعت هالیوود را ناشی از سرعت بالای پیشرفت AI میداند. به باور او، این فناوری تولید محتوا را «دموکراتیزه» کرده و امکان ساخت آثار باکیفیت را به تیمهای کوچک یا حتی افراد تنها داده است. اما این موج، شغلهای سنتی را تهدید میکند و خطر تولید محتوای بیروح و همشکل را دارد. او مقایسهای تاریخی با ورود عکاسی و سقوط نقاشان پرتره در قرن ۱۹ میآورد و پیشبینی میکند که همانطور که هنر مدرن از دل آن تحول بیرون آمد، اینبار هم جریانهای آوانگارد و هنرمندان اصیل جای خود را پیدا میکنند.
در بخشهایی از گفتوگو، دو طرف به آیندهٔ روایت و فیلمسازی با VR و AR، و همچنین تغییر ذائقهٔ مخاطبان — از بلاکباسترهای جلوه ویژه محور به آثار انسانیتر و شخصیت محور، شبیه فیلمهای ایرانی — میپردازند. فربد نگاهش به AI «طبیعی» است؛ مانند یک زلزلهٔ اجتنابناپذیر. معتقد است هر دو گونه هنر — انسانی و مصنوعی — همزیستی خواهند داشت و بقای هنرمند در گرو استفادهٔ خلاقانه از فناوری برای بیان ایدههای خاص خود اوست.
بخش پایانی مصاحبه به پروژهٔ موسیقی فربد، Skycabin، اختصاص دارد؛ یک گروه مستقل که با سپند، شریک هنریاش، اداره میکند. او از فلسفهٔ کاریشان میگوید: پیروی نکردن از ترندها، خلق موسیقی ماندگار و وفادار به حس و هویت خودشان، حتی اگر مسیر موفقیت طولانیتر (دم دراز) باشد. در بازاریابی موسیقی، تجربهشان از وابستگی به پلیلیستهای اسپاتیفای تا حرکت به سمت جذب مستقیم مخاطب «گرم» از طریق شبکههای اجتماعی و تبلیغات هدفمند را شرح میدهد.
مصاحبه با نگاهی به کارآفرینی شخصی جمعبندی میشود: اینکه چگونه باید کاری را انتخاب کرد که برایت مثل بازی است تا هم انگیزه بمانی و هم بدون احساس رقابت خستهکننده، رشد کنی. فربد و سهیل هر دو بر این تأکید دارند که مسیر خلاقیت، بیشتر کشف کیستیِ فرد است تا اختراع دوبارهٔ خود. گفتوگو با لحنی دوستانه و صمیمی پایان مییابد.
۱۳۸۰–۱۳۸۲ (دوران نوجوانی – تهران)
- شروع علاقه به هنر و موسیقی در نوجوانی؛ علاقه به نقاشی، طراحی و سازهای مختلف.
- مخالفت اولیه پدر با مسیر هنری اما سپس اجازه برای تحصیل در هنرستان صدا و سیما.
- آشنا شدن با فضای ضبط، فیلمسازی و موسیقی.
۱۳۸۲–۱۳۸۴
- آشنایی با وبسایت 021-Music.com، مرکز موسیقی زیرزمینی فارسی.
- شروع فعالیت به عنوان خواننده رپ و آشنایی با هنرمندانی چون سروش هیچکس و بامداد.
۱۳۸۴–۱۳۸۵
- آغاز همکاری با هنرمندان زیرزمینی در ساخت ویدیو؛ اولین تجربه جدی تدوین و کارگردانی ویدیو «تریپ ما».
۱۳۸۵–۱۳۸۶
- ساخت چند موزی کویدیوی زیرزمینی دیگر؛ از جمله تصویربرداری و تدوین «یه مشت سرباز» که با حمایت یونیسف ساخته و بسیار وایرال شد.
- همکاری با بهمن قبادی در فیلم No One Knows About Persian Cats.
۱۳۸۶–۱۳۸۷
- بازداشت و تهدید توسط نهادهای امنیتی به همکاری اجباری؛ تصمیم به ترک فوری ایران در سن ۱۷-۱۸ سالگی.
- مهاجرت به مالزی (اولین کشور انگلیسیزبان بدون نیاز به ویزا برای او).
۱۳۸۷–۱۳۹۴ (مالزی)
- تحصیل دانشگاهی و ایجاد شبکه ارتباطی با اساتید و استودیوهای محلی.
- ساخت موزیک ویدیو برای هنرمندان ایرانی مهاجر از جمله آرش و زانیار.
- اجرای پروژههای بزرگ تبلیغاتی (مثل برند Asahi و فرودگاههای مالزی).
- ساخت یک انیمیشن کوتاه که به جشنواره آمریکا راه یافت و موجب دعوت او به کاخ سفید، DGA و یونیسف شد.
۱۳۹۴–اکنون (لسآنجلس)
- مهاجرت به آمریکا و تمرکز بر کارگردانی، VFX و تبلیغات برندهای بزرگ.
- همکاری مجدد با بهمن قبادی؛ در پروژهای با بازی اوا گرین و تهیهکنندگی مارتین اسکورسیزی (فیلم ترسناک، اکنون در پستپروداکشن).
۱۳۹۹–اکنون
- فعالیت به عنوان کارآفرین و چندرشتهای در فیلمسازی، موسیقی، و تبلیغات.
- راهاندازی پروژه موسیقی مستقل Skycabin با سپند؛ انتشار موزیکهایی با رویکرد هنری «دم دراز» (Long Tail) بدون پیروی از ترندها.
- تمرکز بر بازاریابی موسیقی به روش جذب مستقیم «مخاطب گرم» بهجای وابستگی به پلیلیستها.
۱۴۰۱–۱۴۰۴
- بهرهگیری گسترده از ابزارهای نوین هوش مصنوعی در تولید ویدیو، صدا و تصویر: Google Veo3، Higgsfield، Aleph، Beeble.ai، SAM Meta، Topaz Starlight، ElevenLabs.
- استفاده از AI بهعنوان ابزار مکمل برای صرفهجویی زمان و هزینه، نه جایگزین کامل تولید انسانی.