خلاصه پادکست طبقه 16 - استارتاپ گنجه – 158
«گنجه» یک استارتاپ حوزه لجستیک در ایرانه که با ارائه لاکرهای هوشمند تحویل مرسوله، فرآیند تحویل رو برای مشتریان و کسبوکارها بهینه میکنه. گنجه با نصب این لاکرها در نقاط مختلف شهری، امکان دریافت بستهها رو در زمان مناسب برای مشتریان فراهم میکنه و بهطور مؤثری زمان و هزینههای تحویل رو کاهش میده. این سرویس هم تجربه مشتری رو خیلی بهتر و روونتر میکنه، هم اون قسمت نهایی تحویل رو برای خردهفروشان بهینه میکنه
«گنجه» رو چهار تا دوست و همکلاسی دانشگاه راه انداختن که ما با دوتا از اونها یعنی پرهام کاظمی و احمد نبیپورصحبت کردیم. «گنجه» موفق شد تا از دیجیکالا، بزرگترین پلتفرم تجارت الکترونیک ایران، سرمایه جذب کنه. این همکاری، پتانسیل و مقیاسپذیری راهحلهای «گنجه» رو در مواجهه با چالشهای لجستیکی بازار ایران نشون میده.
من پرهام کاظمی هستم، متولد ۱۳۷۶، فارغالتحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه تهران. اصالتاً اهل اراک هستم و برای تحصیل به تهران آمدم. من احمد نبیپور هستم، همدورهای پرهام، ۲۷ ساله، مهندسی مکانیک خواندم. تقریباً ۵ سال است با هم روی پروژه «گنجه» کار میکنیم.
گنجه یک زیرساخت لجستیکی برای تحویل بستههاست. ما کمدهای هوشمند در نقاط مختلف کشور نصب کردیم که کاربرها میتوانند بستههای خود را از طریق آنها تحویل بگیرند—بدون نیاز به حضور در محل یا دغدغه زمان تحویل. در واقع گنجه پاسخ به نیاز روزافزون کاربران در کلانشهرهاست که نمیدانند در طول روز دقیقاً کجا هستند. با گنجه، دیگر نیازی نیست ساعتها منتظر پیک بمانید. ایده اولیه از چیزی شبیه آمازون لاکر بود، اما ما در دورهای از دانشگاه متوجه شدیم که تحویل گرفتن بستهها، بهخصوص در خوابگاه و دانشگاه، دردسر زیادی دارد. این ایده کمکم پخته شد. ما اصلاً نمیخواستیم این کار رو شروع کنیم، فقط برای یک دوره "بیزنس ولیدیشن" دانشگاه، ایدههایی مینوشتیم. ایده آمازون لاکر رو یه نفر سر میز گفت و ما گفتیم خب، بریم ببینیم چی میشه. بعدش شد "گنجه".
شروع کار و ارتباط با دیجیکالا
در ابتدا اصلاً معلوم نبود این ایده در ایران جواب بدهد یا نه. ما خودمان تست اولیه را در دانشگاه با پیک غذا انجام دادیم و بعد رفتیم به سمت بیزینسهای جدیتر. در این مسیر، دیجیکالا به ما اعتماد کرد و از ما حمایت کرد. البته ما یک شرکت مستقل هستیم و فقط سرمایهگذاری از سمت دیجیکالا انجام شده. دیجیکالا چند بار تلاش کرده بود چنین چیزی را راهاندازی کند و موفق نشده بود، ولی تیم ما توانست با طراحی و پیادهسازی دقیقتر این کار را پیش ببرد.
مدل درآمدی و چالشهای مالی
ما از محل اجاره فضای گنجه و همکاری با فروشگاههای آنلاین کسب درآمد میکنیم. اما چالش اصلی هزینهی بالای "لسمایل دلیوری" (مرحله آخر تحویل) است. ما با حذف زمان انتظار و افزایش بهرهوری پیک، این هزینه را کاهش دادیم. هر کمدی که میسازیم سرمایهگذاری اولیه زیادی نیاز دارد (کپکس). ما مدل را طوری طراحی کردیم که سودآوری در اسکیل امکانپذیر باشد، نه از ابتدا.
تیم و ساختار کاری
ما با هم از دوران دانشگاه پروژههای زیادی انجام دادیم—از جنگهای صلیبی در سایت کامپیوتر تا شرکت در دورههای مختلف. با کار تیمی پیش رفتیم و نقشهایمان را بر اساس مهارتها تقسیم کردیم. الان من نقش مدیرعامل و مسئول مالی و مارکتینگ را دارم و پرهام بیشتر در توسعه کسبوکار فعالیت دارد. البته ساختار خیلی سلسلهمراتبی نداریم، هرکدام از ما هرجا نیاز بوده ورود کردیم.
شکستهای قبلی و درسها قبل از گنجه، دو پروژه دیگر را فیل کردیم. یکی "پلاتر" بود که عکس را به نقاشی تبدیل میکرد و یکی هم پروژه آموزشی به نام "پروفسور" که میخواستیم از طریق آموزش دانشجو به دانشجو کسب درآمد کنیم. هر دو پروژه با شکست مواجه شدند، ولی درسهای زیادی ازش گرفتیم. یاد گرفتیم ایده بدون اعتبارسنجی بیارزشه، و اینکه فقط اجرا کردن مهمه نه رویاپردازی.
وضعیت فعلی و آینده
الان گنجه بیش از ۲۰۰ نقطه فعال در کشور دارد و با شرکتهایی مثل دیجیکالا، بانیمد، کالاتیک و ... همکاری داریم. البته هنوز در حال رشدیم و کار زیاد داریم. آینده گنجه در توسعه زیرساختهای لجستیکی هست. حتی در حال توسعه شبکهای هستیم که فقط کمد هوشمند نباشه، بلکه مغازهدارها هم بشن "گنجدار" و بتونن خدمات تحویل ارائه بدن.
نکات الهامبخش برای کارآفرینان
ما هیچوقت به "استارتاپ زدن" فکر نکردیم. فقط میخواستیم یک مشکل واقعی رو حل کنیم. اگر قراره وارد کاری بشین، از یک نیاز واقعی شروع کنید و با تیمی کار کنید که بتونید دعوا کنید، حرف بزنید، و در نهایت حلش کنید. ما حتی لیوان هم به سمت هم پرت کردیم، ولی موندیم و ساختیم.