خلاصه پادکست طبقه 16، مهدی احمدی، رسانه آزاد – 163
مهدی احمدی، مدیرعامل رسانه آزاد، یک رسانه گفتوگومحور و مستقل است که به موضوعاتی میپردازد که همیشه جاشون در فضای عمومی ایران خالی بوده. رسانه آزاد فضایی برای گفتوگوهای صریح و بیسانسور است که تلاش میکند چرخههای تکراری و بنبستهای فکری و اجتماعی ایران را بشکند. مهدی درباره اهمیت این نوع رسانهها، دلایل شکلگیری رسانه آزاد، و نقشی که گفتوگو در تغییر جامعه ایفا میکند، صحبت میکند گفتوگو با طرح دغدغههای شخصی و عمومی آغاز میشود و به تدریج به بررسی یکی از مهمترین بحرانهای فرهنگی و اجتماعی کشور یعنی «بحران گفتوگو» میپردازد. این بحث به شکل عمیق و چندلایه به مسائل رسانه، سیاست، فناوری، محتوا، و ارتباطات اجتماعی میپردازد. مهدی احمدی روایت میکند که «آزاد» از دل یک جمع دوستانه از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در اوایل دهه ۱۳۹۰ شکل گرفت؛ جمعی که علاقهمند به مباحث علوم انسانی و اجتماعی بودند و به دنبال بستری برای بحث و گفتوگو در خصوص مسائل جامعه ایران میگشتند. در ابتدا نام پروژه «مدرسه آزاد فکری» بود و به مرور به رسانهای با نام «آزاد» تبدیل شد و هدف اصلی «آزاد»، ایجاد بستری برای گفتوگوی واقعی میان طیفهای مختلف فکری و اجتماعی است. او معتقد است که در جامعه ایران دیدگاهها در «حبابهای بسته» و ایزوله گیر کردهاند و این انزوا باعث شده که:
- ایدههای خوب شنیده نشوند،
- مخالفتها به نفرت تبدیل شوند،
- و راههای اصلاح و گفتوگو مسدود گردد.
به همین دلیل، «آزاد» تلاش میکند با دعوت از مهمانهایی با دیدگاههای متنوع، امکان رقابت سالم ایدهها را فراهم کند؛ رقابتی که همچون زمین فوتبال با داوری عادلانه صورت گیرد. از نگاه احمدی، بزرگترین بحران ایران، «بحران نبود گفتوگو» است. او میگوید: «همه بحرانهای کشور ریشه در فقدان گفتوگوی مؤثر دارند. نه سیاستمداران با هم حرف میزنند، نه گروههای اجتماعی، و نه حتی مردم با یکدیگر.» سیستم آموزشی، رسانههای رسمی، و فضای بسته سیاسی، اجازه یادگیری تفکر انتقادی و گفتوگوی منطقی را به افراد ندادهاند. به همین دلیل، بسیاری از مهمانان در «آزاد» نیز در جریان گفتوگو تازه متوجه میشوند که دقیقاً چه دیدگاهی دارند.
وی اشاره میکند که بعضی از قسمتهای «آزاد» شبیه به مناظره نیست و گاهی مهمانان به جای دو قطب مخالف، دیدگاههای نزدیک دارند. احمدی پاسخ میدهد:
- در بعضی برنامهها، فاصله میان مهمانها زیاد است (دو کمپ اجتماعی متفاوت)؛ اینگونه گفتوگوها بیشتر برای مقایسه چارچوبهای فکری مفیدند.
- در برنامههای دیگر، مهمانان درون یک اردوگاه فکری هستند اما درباره راهحلها اختلاف دارند؛ اینگونه گفتوگوها کارکرد عملی بیشتری دارند.
احمدی و سهیل هر دو معتقدند که فضای رسمی رسانهای ایران از گفتوگوی واقعی دور است. برنامههای رسمی، پر از سانسور، خودسانسوری، کلیگویی و بیاعتمادیاند. در مقابل، «آزاد» تلاش میکند فضایی بیواسطه، صمیمی و صادقانه برای حرف زدن فراهم کند؛ فضایی که افراد بتوانند شفاف، استدلالی، و مسئولانه صحبت کنند. سهیل به تجربه شخصیاش از پادکست اشاره میکند: اینکه چگونه حضور واقعی و علاقهمند میزبان در فرایند گفتوگو میتواند تأثیر عمیقتری بر مهمان و مخاطب داشته باشد. او میگوید: «مخاطب خیلی زود میفهمه که میزبان واقعاً داره گوش میکنه یا فقط داره سؤال میخونه. گفتوگوی واقعی از تعامل دو انسان میاد، نه از فرمولهای کلیشهای.»
در ادامه گفتوگو، صحبت به سمت مدل اقتصادی پادکستها و تولید محتوا میرود. احمدی با صراحت میگوید:
- «ما مجبور شدیم رسانه شویم چون مدلهای دیگر شکست خوردند.»
- «برای تداوم کار، باید پول دربیاریم. پول نه فقط برای زندگی، بلکه برای تولید بهتر، دوربین بهتر، وقت گذاشتن بیشتر.»
سهیل هم از تجربه خودش میگوید که چگونه پادکست طبقه ۱۶ توانسته نسبت به تیم بازاریابی، اثرگذاری بیشتری در مخاطب داشته باشد. گفتوگو وارد تحلیل فنیتر میشود. هر دو نفر معتقدند که:
- یوتیوب بهمراتب برای محتوای عمیق مناسبتر است.
- مخاطب یوتیوب با هدف آموزش و آگاهی وارد میشود؛ نه صرفاً سرگرمی.
- الگوریتمهای یوتیوب دقیقتر و هوشمندتراند و میتوانند کانتنت را به مخاطب مناسب برسانند.
- برخلاف توییتر و اینستاگرام که محتوای زودگذر دارند، محتوای یوتیوب ماندگار است و حتی بعد از یک سال هم بازدید بالا میگیرد.
در پایان، احمدی به شباهتهای میان استارتاپ و رسانه اشاره میکند: «اگر ایدهی گفتوگو در ایران جواب دهد، ‘آزاد’ میتواند شبیه یک استارتاپ مقیاسپذیر باشد؛ چون گفتوگو راهحل ریشهای خیلی از بحرانهاست.»
او معتقد است که تولید محتوای خوب، دقیقاً مثل ساخت یک نرمافزار خوب، میتواند اسکیلپذیر و اثربخش باشد.
این گفتوگو، تلفیقی از دغدغههای فلسفی، تجربیات زیسته، تحلیل رسانهای، و نگاهی نو به بحران گفتوگو در ایران است. مهدی احمدی و سهیل با صداقت و سادگی، به مخاطب نشان میدهند که گفتوگو میتواند ابزار تغییر باشد. بهشرطی که بستر مناسبی برایش فراهم کنیم، به آن باور داشته باشیم، و از آن پشتیبانی کنیم.