خلاصه پادکست طبقه 16، امیراحمد برکتین، استارتاپ میاره – 165
با امیراحمد برکتین، مدیرعامل استارتاپ میاره، درباره سرمایهگذاری ۲۳۵ میلیارد تومانی دیجیکالا در این پلتفرم گفتگو کردم. میاره، یک پلتفرم ارسال سریع و هوشمند محصولات برای کسبوکارهای محلی مثل رستورانها و سوپرمارکتهاست. بررسی کردیم که این سرمایهگذاری چه تأثیری روی تقویت زیرساختهای لجستیکی، رشد بازار ارسال سریع و همکاریهای استراتژیک میاره با دیجیاکسپرس داره. این گفتگو حول محور شکلگیری، مسیر رشد، چالشها و سرنوشت استارتاپ «میاره» شکل گرفته است. که حاوی روایتهای صریح، جزئیات واقعی و تجربیات ارزشمند از فراز و نشیبهای یک کسبوکار در حوزه «دلیوری بیتوبی» است.
استارتاپ «میاره» یکی از اولین پلتفرمهای تخصصی در زمینه خدمات «هات دلیوری» برای کسبوکارها بود، بهویژه برای رستورانها و سوپرمارکتها. نقطه تمایز اصلی «میاره» نسبت به رقبای آن زمان مثل الوپیک، اسنپباکس و حتی استارتاپهای سفارش آنلاین غذا، در تمرکز آن بر ارائهی خدمات بسیار سریع، دقیق و در محدودهی مشخص بود؛ یعنی لوکال، بر پایه شیفت و سیستم اشتراک. آغاز مسیر «میاره» به اواخر سال ۱۳۹۴ بازمیگردد. سه دوست دوران دبیرستان – سروش، مازیار و یکی از موسسین – با هم تصمیم میگیرند وارد فضای استارتاپی شوند. زمینه فکری آنها بیشتر فنی بود ولی با درکی دقیق از بازار. پس از بررسی گزینههای مختلف، به خلأ بزرگی در حوزه لجستیک «آندیمند» پی میبرند؛ در زمانی که هنوز تحویل فوری و در لحظه به یک نیاز حیاتی تبدیل نشده بود.
میاره با این ذهنیت شکل گرفت که «ما به یک سرویس تحویل فوری نیاز داریم که مخصوص کسبوکارها باشد، نه مصرفکننده نهایی.»
مدل کاری میاره برخلاف الوپیک و دیگر رقبا، بهصورت اشتراکی طراحی شد. در این مدل:
- وندرها: برای استفاده از سرویس باید اشتراک خریداری میکردند.
- پیکها: باید شیفت خود را رزرو و خریداری میکردند.
- میانگین مسیر هوایی هر سفر حدود ۱.۲ کیلومتر بود، برخلاف ۵ تا ۷ کیلومتر در رقبا.
- تمرکز روی سرعت در تحویل، نه فقط رساندن بسته، بلکه رساندن دقیق و با زمانبندی بود.
میاره حتی قیمت هر سفر را پس از اتمام سفر اعلام میکرد، نه از قبل.
در زمان راهاندازی، الوپیک و اسنپباکس بیشتر بر روی بازار مصرفکننده نهایی (C2C) تمرکز داشتند؛ یعنی ارسال بستههای فردی، درخواستهای یکباره، وانت و... اما میاره از همان ابتدا بر بازار کسبوکارها (B2B) متمرکز شد و توانست با برندهایی مثل چیلیوری و زودفود نیز همکاریهایی داشته باشد. شعار اولیه میاره «به هر جا، به هر تعداد، در هر زمان» بود، که بعدها فهمیدند دقیقاً برعکس باید باشد: تمرکز، منطقهبندی، و مدیریت شیفتی.
یکی از نقاط عطف مهم میاره، جذب سرمایه از دیجیکالا بود. داستان از سال ۹۶ آغاز شد و سرانجام پس از سالها مذاکره، در آبان ۱۴۰۲ دیل نهایی با دیجیکالا انجام شد. میاره در طول عمرش بیش از ۸–۹ میلیون دلار سرمایه جذب کرد و از سرمایهگذاران زیادی مثل رهنما، حرکت اول، سامان و گور صنعتی کمک گرفت. ماجراهای جالبی مثل ارسال اشتباهی نامه پذیرش سرمایهگذاری که قرار بود برای الوپیک فرستاده شود و به میاره ارسال شد، از طنزهای تاریخی این مسیر است.
یکی از چالشهای اصلی، نداشتن ناوگان پیک اختصاصی در استارتاپهای سفارش غذا (مثل ریحون و چیلیوری) بود که در نهایت منجر به شکست آنها شد. میاره در این میان توانست سرویس خود را به پلتفرمهای دیگر بفروشد و خودش مستقلاً رشد کند. نکته مهم این بود که میاره از ابتدا میدانست به سوددهی مستقیم فکر نمیکند، بلکه هدف نهایی، تصاحب (Take Over) توسط یکی از بازیگران بزرگ بازار مانند دیجیکالا بود؛ که در نهایت نیز به این هدف رسید.
مدل میاره بسیار نزدیک به مدل شرکت دوردش (DoorDash) در آمریکا است، که ابتدا بهعنوان سرویس دلیوری برای رستورانهای کوچک آغاز به کار کرد و بعدها خودش به مارکتپلیس سفارش غذا تبدیل شد. شباهت در رویکرد B2B، تاکید بر سرعت، و تمرکز بر بهینهسازی تجربه پیک و وندور، کاملاً ملموس است.
میاره نمونهای موفق از تابآوری در اکوسیستم استارتاپی ایران است. از روزهای شروع در دفتر اشرفی، تا جذب سرمایه دیجیکالا، تجربههای متعدد و تصمیمات سختی پشت این رشد وجود دارد. انتخاب تمرکز بر کیفیت سرویس، مدل اشتراک و توجه به عملیات، مهمترین عوامل موفقیت آن بودهاند.