لوکوموتیو - کار - زندگی - استارتاپ - 79
لوکوموتیو یکی از بچههای المپیادی/شریفی/استارتآپی هست که تجربیات زندگی خودش رو داره هم تو توییتر و توی سایت مینویسه بیش از ۱۰ ساله که سانفرانسیسکو زندگی میکنه و تجربه کار در گوگل و استارتآپهای سایزهای مختلف و حتی استارتآپ خودش (در زمینه آموزش برنامهنویسی توی موبایل) رو هم داره. از سپتامبر امسال هم تمرکزش بیشتر روی آگاهی در زمینه سلامتی روحی و کمک به ایران هست.
لوکوموتیو تجربیات شخصی، دیدگاهها و فلسفههای زندگی خود را در قالب پادکست و فعالیتهای اجتماعی و کاری به اشتراک گذاشته است.
لوکوموتیو روایتگر درباره ساخت اکانت جدید در توییتر با نام "لوکوموتیو" برای تجربه ایجاد یک شخصیت جدید صحبت میکند و فلسفه پشت این اسم و حساب کاربری را توضیح میدهد. او که سابقه فعالیت در سیلیکون ولی و تیمهای بزرگ فناوری دارد، درباره تجربیات شخصی خود در یادگیری برنامهنویسی، فعالیت در مسابقات المپیاد کامپیوتر، مشکلات و موفقیتهای شغلی در شرکتهای بزرگ مانند گوگل و فیسبوک، و مسیر رشد خود سخن میگوید.
او فلسفه شخصیسازی مسیر زندگی و کمک به دیگران را بیان میکند و اشاره دارد که هدفش از پادکست و فعالیتهای اجتماعی، به اشتراک گذاشتن تجربیات و ایجاد حس همراهی و انگیزه برای دیگران است. همچنین روی مفاهیمی مثل سلامت روان، اهمیت یادگیری مهارتهای زندگی، و مواجهه با چالشهای انقلاب و شرایط سخت اجتماعی تأکید دارد.
نکته مهم دیگر در گفتگو، تحلیل تاثیر زبان انگلیسی بر تفکر و فعالیت حرفهای، فرهنگ کاری در استارتاپها و شرکتهای بزرگ، چالشهای محیط کار، و اهمیت ایجاد ارتباط واقعی با مخاطبان است. همچنین به موضوعاتی مانند مدیریت تیم، نقش فیدبک، و چالشهای فرهنگی در محیطهای کاری مختلف اشاره شده است.
در بخشی از گفتگو، به بررسی نظام سرمایهداری، تفاوت دیدگاهها درباره موفقیت و اقتصاد، و اهمیت همراستایی ارزشهای فردی و کاری پرداخته شده است. اشارههایی به سختیهای مهاجرت، یادگیری و رشد شخصی هم دیده میشود.
لوکوموتیو به طور کلی بر اهمیت مسیر رشد فردی، استمرار در یادگیری، و مشارکت در اکوسیستم کاری و اجتماعی تأکید میکند و میگوید که هدف نهایی، ارتقاء کیفیت زندگی خود و دیگران است. همچنین درباره تجربه ایجاد پروژههای استارتاپی، روشهای کار تیمی و فرآیندهای مصاحبه و استخدام در شرکتهای بزرگ فناوری توضیحاتی ارائه میدهد.
در انتها، او به دغدغههای اجتماعی موجود، نحوه مواجهه با بحرانها و ضرورت داشتن استقامت و آمادگی روحی برای آینده اشاره میکند و توصیه میکند افراد باید نقشه راهی برای زندگی داشته باشند که به آنها امکان دهد در شرایط سخت دوام بیاورند و پیشرفت کنند.
لوکوموتیو توضیح میدهد که چرا از یک نام مستعار (به جای نام واقعی) استفاده میکند. فلسفه او این است که بخواهد ببیند آیا میتواند فقط با کیفیت محتوا و افکارش (نه با اعتبار گذشته یا هویت واقعی) در توییتر موفق شود. او این رویکرد را به بازیهای آنلاین تشبیه میکند که در آن بازیکنان با اکانتهای جدید از صفر شروع میکنند تا ببینند آیا واقعاً میتوانند بدون کمک دوستان قدیمی پیشرفت کنند.
هدف او ایجاد یک "فضای فکری" است که افراد بتوانند ایدههای عمیق و طولانیتر خود را به اشتراک بگذارند، چیزی فراتر از توییتهای کوتاه و سطحی.
تجربیات شغلی و زندگی:
لوکوموتیو به طور مفصل درباره مسیر شغلی خود صحبت میکند: از شرکت در المپیاد کامپیوتر، تحصیل در دانشگاه شریف، تلاش برای استخدام در گوگل و فیسبوک (با چالشهای فرهنگی و ویزایی)، کار در استارتآپها و در نهایت
تأسیس استارتآپ خودش.
او تأکید میکند که تجربههایش در محیطهای مختلف (شرکتهای بزرگ در مقابل استارتآپها) را مستندسازی میکند تا به دیگران کمک کند. یکی از پروژههای مهم او ایجاد یک پلتفرم آموزشی به نام "AnyOneCanCode" است که هدفش دموکراتیکسازی برنامهنویسی و قابل دسترس کردن آن برای همه، حتی با استفاده از موبایل، است.
روانشناسی، سلامت روان و "انقلاب ۱۴۰۱":
پس از رویدادهای انقلاب ۱۴۰۱، فعالیت لوکوموتیو در توییتر به شدت به موضوعات سلامت روان و حمایت از معترضان تغییر کرد. او معتقد است که این یک "ماراتون" است و نه یک دوی سرعت. بنابراین، حفظ سلامت روان و توانایی تحمل فشار طولانیمدت برای همه افراد (چه در داخل ایران و چه در خارج) حیاتی است. او به طور مداوم به دنبال آموزش راهکارهای مقابله با استرس، اضطراب و خستگی روانی است و توصیه میکند که افراد از فضاهای اجتماعی استراحت کنند و برای خود برنامه بلندمدت بچینند.
تفاوت فرهنگی و چالشهای مهاجرت:
لوکوموتیو به چالشهای فرهنگی که در مصاحبههای کاری در آمریکا با آن مواجه شد اشاره میکند (مثلاً پوشش غیررسمی در مقابل کت و شلوار). او بر اهمیت یادگیری زبان انگلیسی تأکید زیادی دارد، نه فقط به عنوان یک مهارت، بلکه به عنوان یک ابزار حیاتی برای دسترسی به فرصتها و منابع جهانی. او معتقد است که محدودیت در یادگیری زبان، محدودیت در دسترسی به دانش و فرصتهاست.
نقد اکوسیستم استارتآپی ایران:
او از برخی جنبههای اکوسیستم استارتآپی ایران انتقاد میکند، به ویژه پدیده "بولی کردن" یا ادعای دانش و تخصص بدون توانایی واقعی در انجام کار عملی. او تفاوت بین افرادی که واقعاً کار میکنند و افرادی که فقط حرف میزنند را برجسته میکند و بر اهمیت توانایی اجرایی و یادگیری مستمر تأکید دارد.
نگاه به آینده و نظام سرمایهداری:
لوکوموتیو معتقد است که نظام آموزش سنتی در حال فروپاشی است و آینده به مهارتها و یادگیری خودمحور تعلق دارد. او به طور واقعبینانه اذعان میکند که از نظام سرمایهداری استفاده میکند تا ثروت ایجاد کند، اما هدف نهاییاش استفاده از این ثروت برای ایجاد تغییرات مثبت و کمک به دیگران است. او معتقد است که موفقیت در دنیای امروز نیازمند تقویت چندین مهارت است (فنی، ارتباطی، بازاریابی) و نه فقط تخصص در یک زمینه واحد.
مدیریت افراد و تیمها:
در بخشی از گفتگو، به چالشهای مدیریت افراد پرداخته میشود. لوکوموتیو تأکید میکند که مدیریت خوب نیازمند تفکیک افراد بر اساس "اصلاحپذیری" آنهاست. اگر فردی اصلاحپذیر نیست، بهتر است منابع و انرژی روی افرادی متمرکز شود که واقعاً میخواهند و میتوانند رشد کنند.
این گفتگو تصویری از فردی (لوکوموتیو) ارائه میدهد که ترکیبی از ذهنیت تحلیلگر، مربی و فعال اجتماعی است. او تلاش میکند تجربیات گسترده خود در دنیای فناوری و زندگی را به شیوهای صادقانه و کاربردی با دیگران به اشتراک بگذارد. محور اصلی کلام او، کمک به دیگران برای یافتن مسیر خود، حفظ سلامت روان در شرایط سخت و ایجاد تغییرات مثبت، چه از طریق فناوری و چه از طریق حمایت انسانی، است. گفتگو با لحنی صمیمی، گاهی طنزآمیز و گاهی عمیقاً جدی انجام میشود و نشاندهنده همدلی و درک متقابل بین دو گوینده است.
https://www.youtube.com/watch?v=mlmweLFCVJQ